فصل چهارم یافته های پژوهش (مفصل سند)

حلال؛ دال مرکزی سبک زندگی اسلامی و پیش‌رانِ تمدن‌سازی

مقدمه: تقابل پارادایم‌ها در هندسه‌ی قدرت جهانی
در جهانِ پیچیده و درهم‌تنیده‌ی کنونی، نبردِ اصلیِ قدرت‌های جهانی از عرصه‌های نظامی و ژئوپلیتیکِ سخت، به لایه‌های نامرئیِ «فرهنگ، هویت و الگوهای مصرف» منتقل شده است. نظامِ سرمایه‌داریِ غرب، هژمونیِ خود را از طریقِ صدور و تحمیلِ «سبک زندگیِ مادی‌گرایانه» اعمال می‌کند. در چنین کارزاری، جمهوری اسلامی ایران با طرح‌ریزیِ ایده‌ی «تمدن نوین اسلامی»، در پیِ ارائه یک پارادایمِ جایگزین، جامع و رستگاری‌بخش برای بشریت است. در این معماریِ تمدنی، مفهومِ «حلال» فراتر از یک گزاره‌ی فقهیِ فردی یا یک برچسبِ نظارتیِ ساده بر کالاها تجلی می‌یابد؛ حلال، در افقِ غاییِ خود، «دالِ مرکزیِ سبک زندگی اسلامی»، «ستون فقراتِ حیات طیبه» و «مزیتِ رقابتیِ بی‌بدیلِ» جهان اسلام در برابر الگوهای توسعه‌ی غربی به شمار می‌رود.
 
جایگاه استراتژیک «سبک زندگی» در منظومه فکری رهبری
برای درکِ عمقِ راهبردیِ زیست‌بوم حلال، ابتدا باید جایگاهِ «سبک زندگی» (Lifestyle) را در هندسه‌ی فکریِ انقلاب اسلامی بازخوانی کرد. مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) در یک تبیینِ بنیادین و تاریخی، تمدن‌سازی را به دو بخشِ تفکیک‌ناپذیر تقسیم می‌فرمایند: بخشِ «ابزاری و سخت‌افزاری» و بخشِ «حقیقی و نرم‌افزاری».
ایشان تصریح می‌دارند: «بخشِ ابزاری، عبارت است از همین ارزشهایی که ما امروز به عنوان پیشرفت کشور مطرح میکنیم؛ علم، اختراع، صنعت… اما بخشِ حقیقی و اصلیِ تمدن، که آن را نرم‌افزارِ تمدن اسلامی باید به حساب آورد، سبک زندگی است؛ رفتار اجتماعی است… اگر ما در این بخشِ نرم‌افزاری پیشرفت نکنیم، آن پیشرفتِ سخت‌افزاری نمی‌تواند ما را رستگار کند و به ما امنیت و آرامش روانی ببخشد» (باانات در دیدار جوانان خراسان شمالی، ۲۳ مهر ۱۳۹۱).
در این منظومه، الگوهای مصرف، تغذیه، پوشش، مناسباتِ مالی و تفریحات، همگی اجزای سازنده‌ی این «نرم‌افزارِ تمدنی» هستند. در حالی که الگوهای توسعه‌ی غربی جوامع را دچارِ بحران‌های عمیقِ معنایی و ازخودبیگانگی کرده‌اند، بیانیه گام دوم انقلاب (۱۳۹۷)، صراحتاً جوانان را به ترویجِ سبک زندگی اسلامی فرا می‌خواند. استقرار و نهادینه‌سازیِ نظامِ جامعِ حلال، عملیاتی‌ترین، ملموس‌ترین و ساختاریافته‌ترین گام برای تحققِ این خواسته در سطح کلانِ ملی و بین‌المللی است.
 
گستره‌ی موضوعی حلال؛ از غذای جسم تا معماریِ همه‌جانبه‌ی زیستِ انسانی
در گذشته، مفهوم حلال در اذهان عمومی و حتی در نظاماتِ دیوان‌سالاری، غالباً به حوزه‌ی «غذا» و مشخصاً «ذبح شرعی» محدود می‌شد. اما در دنیای مدرن که نیازهای انسانی شبکه‌ای و چندوجهی شده‌اند، گستره‌ی موضوعیِ حلال نیز تطورِ عظیمی یافته است. سبک زندگی اسلامی نمی‌تواند به صورتِ نقطه‌ای و جزیره‌ای محقق شود؛ مصرف‌کننده‌ی مسلمان برای دستیابی به رزق کریم (انفال: ۴)، نیازمندِ یک زیست‌بومِ یکپارچه است.
امروزه، قلمروِ حلال از مرزهای صنایع غذایی عبور کرده و به کلیدی‌ترین شریان‌های اقتصادی و فرهنگیِ جهان کشیده شده است. این گستره شاملِ «دارو و فرآورده‌های بیولوژیک»، «صنایع آرایشی و بهداشتی»، «پوشاک و مُد (Fashion)»، «رسانه، بازی‌های رایانه‌ای و سرگرمی»، «گردشگری و مهمان‌نوازی» و از همه مهم‌تر، «نظامات مالی، بانکی و بیمه (Fintech)» می‌شود.
هنگامی که از حلال به عنوان مصداقِ عینیِ سبک زندگی سخن می‌گوییم، مقصود چتری است که تمامِ این حوزه‌ها را پوشش می‌دهد. انسانی که در پیِ مراتب عالی طهارت و حلیّت است، نمی‌تواند غذای حلال مصرف کند اما در مناسباتِ مالیِ خود آلوده به ربا باشد، یا از پوشاک و رسانه‌ای استفاده کند که با کرامتِ انسانی و عفتِ عمومی در تضاد است. لذا، زیست‌بوم حلال، یک «کلِ به‌هم‌پیوسته» است که هدفِ آن، تطهیرِ تمامِ ساحت‌های زندگیِ انسانِ معاصر است.
 
 نگاه شریعت و گذار به «فقه نظامات» در حکمرانی حلال
گسترشِ بی‌سابقه‌ی حوزه‌های نفوذِ حلال، نیازمندِ ارتقای نگاهِ فقهی و حقوقیِ حاکمیت است. شریعتِ اسلامی، حلال را صرفاً یک لیستِ سیاهِ سلبی (بایدها و نبایدها) نمی‌بیند، بلکه آن را یک «نظامِ ارزش‌آفرینِ ایجابی» می‌داند. برای مدیریتِ این شبکه‌ی عظیم، تکیه بر «فقه خُرد» و «احکام فردی» به تنهایی کفایت نمی‌کند، بلکه سند ملی حلال بر پایه نظریه «فقه نظامات» استوار است.
در رویکردِ فقه نظامات، شارعِ مقدس تنها به خروجیِ نهاییِ یک محصول نگاه نمی‌کند، بلکه «کلِ زنجیره‌ی ارزش و ساختارِ حاکم بر آن» را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. یک محصول زمانی می‌تواند به جایگاهِ حلال حداکثری دست یابد که نه تنها در ذاتِ خود از نجاسات و محرمات پاک باشد، بلکه در فرآیندِ تولیدِ آن نیز «عدالت اقتصادی» (عدم استثمار کارگر)، «حفظِ محیط زیست» (جلوگیری از اسراف و تخریبِ طبیعت به عنوان امانت الهی) و رعایت شده باشد.
فقه نظامات به ما می‌آموزد که حلال، یک مفهومِ تشکیکی و دارای مراتب است. پایین ترین این مراتب، خروج از حرمت است (حلالِ پایه)؛ اما سقفِ آن، که شریعت جامعه‌ی اسلامی را به سمت آن سوق می‌دهد، دستیابی به حلال مصفّی است. در این نگاهِ کلان‌سیستمی، اقتصاد، اخلاق و فقه در هم تنیده می‌شوند تا محصول یا خدمتی خلق شود که تجلی‌گرِ رحمت و حکمتِ الهی در بازار باشد.
 
 حلال برتر؛ مزیت رقابتیِ تمدن نوین اسلامی در عرصه جهانی
یکی از ارکانِ اساسی در طراحیِ اسنادِ راهبردی، شناسایی و برجسته‌سازیِ «مزیت‌های رقابتی» در مقیاسِ جهانی است. تمدنِ غرب، مزیتِ رقابتیِ خود را بر مبنای «سودآوریِ حداکثری»، «مصرف‌گراییِ لجام‌گسیخته» (Consumerism) و «تحریکِ بی‌وقفه‌ی غرایز» بنا نهاده است. این مدل، در نهایت منجر به تولیدِ کالاها و خدماتی می‌شود که اگرچه ظاهری جذاب و فناورانه دارند، اما ماهیتی آسیب‌زا برای جسم و روحِ انسان دارند.
در نقطه‌ی مقابل، جمهوری اسلامی ایران با بسطِ گستره‌ی موضوعیِ حلال و تکیه بر فقه نظامات، مدلِ جایگزینی را به جهان ارائه می‌دهد که مزیتِ رقابتیِ آن، اتصال به منبعِ لایزالِ الهی و تطابقِ کامل با «فطرتِ انسانی» است. عرضه مفهومِ حلال مصفّی (خالص، پاکیزه و منزّه از هرگونه شبهه و آلودگی مادی، اقتصادی و معنوی) به بازارهای جهانی، پاسخی استراتژیک به بحرانِ سلامت و اخلاق در سطح بین‌المللی است.
امروزه حتی در جوامعِ غیرمسلمان، گرایش به سمتِ محصولاتِ اخلاقی (Ethical Products)، تجارتِ منصفانه (Fair Trade)، حقوقِ حیوانات (Animal Welfare) و سرمایه‌گذاری‌های مسئولانه (ESG) به شدت در حال گسترش است. مفهومِ حلال برتر، تمامیِ این مؤلفه‌های پراکنده‌ی مدرن را به صورتِ یکپارچه، منسجم و با پشتوانه‌ی عمیقِ وحیانی در خود جای داده است. تولید و صادراتِ کالاها و خدماتی که دارای مراتب عالی طهارت و حلیّت هستند، نه تنها برای کشور ثروت‌آفرینیِ مادی به همراه دارد، بلکه به عنوانِ سفیرانِ فرهنگیِ تمدنِ نوین اسلامی، ارزش‌های والای الهی را به قلبِ جوامعِ دیگر صادر می‌کند.
 
 پیوندِ هویتی حلال با استقلالِ تمدنی
استقلالِ همه‌جانبه، از محوری‌ترین شعارها و اهدافِ راهبردیِ انقلاب اسلامی است. استقلالِ تمدنی محقق نخواهد شد مگر آنکه جامعه در الگوهای مصرف و تأمینِ نیازهای بنیادینِ خود، وابستگیِ مفهومی و ساختاری به بیگانه نداشته باشد. شکل‌گیریِ اقتصادِ مقاومتی نیازمندِ یک نظامِ مصرفیِ درونی‌سازی‌شده و مستحکم است.
زیست‌بوم جامع حلال – از صنایع دارویی گرفته تا فناوری‌های مالی – به مثابه یک «حصارِ هویتیِ ایمن‌ساز» عمل می‌کند. این نظام اجازه نمی‌دهد که ساختارهای تولیدی و مصرفیِ بیگانگان، که بر پایه جهان‌بینیِ مادی‌گرایانه (Secularism) شکل گرفته‌اند، در تار و پودِ جامعه‌ی اسلامی رسوخ کنند. حرکت از مرزهای حلالِ پایه‌ای به سمتِ نهادینه‌سازیِ حلال حداکثری، به معنای واکسینه کردنِ پیکره‌ی هویتیِ جامعه در برابرِ ویروسِ ازخودبیگانگی و استحاله فرهنگی است. این رویکرد، هویتی مستقل، باصلابت و پویا برای شهروندِ ترازِ تمدنِ اسلامی خلق می‌کند که در حینِ بهره‌مندی از پیشرفته‌ترین دستاوردهای بشری، اصالتِ دینیِ خود را در بالاترین سطح حفظ می‌نماید.
 
جمع‌بندیِ
بر اساس آنچه گفته شد مقوله‌ی حلال، یک پروژه‌ی حاشیه‌ای نیست. حلال، حقیقتی متعالی  و مصداقِ عینیِ سبک زندگی اسلامی است که با تکیه بر گستره‌ی نامحدودِ خود و استمداد از ظرفیتِ عظیمِ «فقه نظامات»، به پیش‌رانِ اصلیِ تمدن‌سازی تبدیل شده است.
افقِ غاییِ این سند، رسیدن به نقطه‌ای است که جمهوری اسلامی ایران به عنوانِ مرجعِ بلامنازعِ تعریف، تنظیم‌گری و تولیدِ حلال حداکثری در جهان شناخته شود؛ نقطه‌ای که در آن، تمامیِ کالاها و خدماتِ ارائه‌شده در جامعه – از غذای جسم تا خوراکِ فکری و مناسباتِ مالی – تجلی‌گرِ مراتب عالی طهارت و حلیّت باشند. این همان نرم‌افزارِ قدرتمندی است که می‌تواند وعده‌ی الهی مبنی بر برقراریِ «حیات طیبه» را برای آحادِ بشر در عصرِ مدرن محقق ساخته و ضامنِ بقا و گسترشِ گفتمانِ انقلاب اسلامی در هندسه‌ی قدرتِ جهانی باشد.