ضرورت تدوین سند (غیر قابل استناد)

۱. طرح مسئله و آسیب‌شناسی وضعیت «حلال»

در سال‌های اخیر، موضوع «حلال» از سوی برخی أصحاب حلال متشکل از اساتید حوزۀ علمیه و دانشگاه‌، مسولان و کارشناسان، به‌عنوان یک مسئله اساسی و راهبردی، مورد بررسی و آسیب‌شناسی قرار گرفته است. نتایج این بررسی‌ها نشان داد که، علی‎رغم جایگاه محوری حلال در شریعت اسلامی و سبک زندگی مؤمنانه، این مفهوم در ساحت‌های علمی، اجرایی، اقتصادی، فرهنگی و نهادی کشور دچار کاستی‌های جدی است. از جمله مهم‌ترین آسیب‌ها می‌توان به فقدان نگاه منظومه‌ای به حلال، محدود شدن آن به برخی مصادیق جزئی، نبود چارچوب نظری و فقهی منسجم، و عدم پیوند مؤثر میان فقه، سیاست‌گذاری و اجرا اشاره نمود که مانع تحقق کارکرد اجتماعی و تمدنی حلال در نظام اسلامی شده است.

۲. ضرورت حرکت علمی و نقش حوزه‌های علمیه

در پی این آسیب‌شناسی‌ها، بر ضرورت شکل‌گیری یک حرکت علمی هدفمند، عمیق و مستمر با محوریت حوزه‌های علمیه تأکید شد. از منظر اساتید و صاحب‌نظران، حلال صرفاً یک موضوع اجرایی یا نظارتی نبوده، بلکه نیازمند بازخوانی فقهی، توسعۀ فقه نظام‌ساز و پاسخ‌گویی به مسائل مستحدثه در ابعاد نوین زندگی فردی و اجتماعی است

بر این اساس، ورود نظام‌مند حوزه‌های علمیه به عرصۀ پژوهش‌های فقهی ناظر به حلال و تقویت ارتباط میان دانش فقهی و نیازهای واقعی جامعه و حکمرانی به‌عنوان یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر مطرح گردید.

۳. تشکیل ‎لجنۀ علمی «حلال» و آغاز پژوهش‌های فقهی

در ادامه این مسیر، تشکیل «لجنۀ علمی حلال» با هدف سامان‌دهی، هدایت و تعمیق پژوهش‌های فقهی و علمی در حوزه حلال مورد توجه قرار گرفت. این لجنه مأموریت یافت تا، با بهره‌گیری از ظرفیت فقها، اساتید حوزه و دانشگاه و متخصصان میان‌رشته‌ای، مبانی نظری حلال را تبیین و بستر تولید دانش معتبر برای تصمیم‌سازی، سیاست‌گذاری و اجرا را فراهم آورد.

این اقدام نقطۀ آغاز عبور از رویکردهای پراکنده و موردی به سوی رویکردی منسجم، راهبردی و مبتنی بر فقه اسلامی در عرصۀ حلال محسوب می‌شود.

۴. چالش‌های اساسی «حلال» در کشور

بررسی وضعیت موجود نشان می‌دهد که حوزۀ حلال در کشور با چالش‌های متعددی مواجه است، از جمله:

  • فقدان سند بالادستی جامع و مورد توافق که اهداف، اصول و الزامات حلال را تبیین نماید؛
  • تعدد نهادهای متولی و نبود تقسیم کار روشن و هماهنگ میان دستگاه‌های علمی، اجرایی و نظارتی؛
  • ضعف چارچوب‌های فقهی ناظر به نظامات حلال و غلبۀ نگاه فردی و جزئی به جای نگاه منظومه‌ای؛
  • عدم انسجام در سیاست‌گذاری، استانداردسازی و نظارت بر زنجیره حلال؛
  • فاصلۀ میان ظرفیت‌های علمی و فقهی کشور با عرصه‌های اجرایی و اقتصادی حلال؛
  • کاهش کارآمدی و اعتماد عمومی در نتیجۀ نبود شفافیت و وحدت رویه.

مجموع این چالش‌ها لزوم اتخاذ رویکردی کلان، هماهنگ و مبتنی بر مبانی متقن اسلامی را بیش از پیش آشکار ساخته است.

۵. ضرورت تدوین سند ملی «حلال»

در چنین شرایطی، ضرورت تدوین یک سند جامع، راهبردی و بالادستی در حوزه حلال به‌صورت جدی مطرح گردید. این ضرورت، به‌ویژه در نامۀ راهبردی آیت‌الله تحریری مورد تصریح قرار گرفته است و در آن، «اقامۀ حلال» به‌عنوان یک وظیفۀ اجتماعی و تمدنی مورد تأکید قرار گرفته و بر لزوم برنامه‌ریزی منسجم، حرکت علمی سازمان‌یافته و پرهیز از اقدامات پراکنده و مقطعی تصریح شده است.

بر اساس این نگاه، سند ملی حلال، به‌مثابه نقشۀ راه تحقق اقامۀ حلال، باید مبانی، اهداف، سیاست‌ها و الزامات این حوزه را مشخص سازد و هماهنگی میان نهادهای علمی، اجرایی و نظارتی را تأمین نماید.

۶. سند ملی «حلال» بستر تحقق اقامۀ حلال

سند ملی حلال، با اتکاء به مبانی فقهی و علمی و با رویکردی نظام‌مند، زمینه تحقق اقامه حلال در سطوح مختلف فردی، اجتماعی، اقتصادی و حکمرانی را فراهم می‌سازد. این سند، ابزاری برای صیانت از هویت اسلامی، ارتقای کارآمدی نظام اسلامی، سامان‌دهی فعالیت‌های مرتبط با حلال و بهره‌برداری از ظرفیت‌های عظیم کشور در این حوزه خواهد بود.

از این‌رو، تدوین سند ملی حلال، پاسخی ضروری، فقهی، عقلانی و راهبردی به چالش‌های موجود و تحقق‌بخش تأکیدات علمی و فقهی مطرح‌شده، به‌ویژه رهنمودهای آیت‌الله تحریری، به شمار می‌آید.

7. تاریخچۀ اجمالی تطور «حلال»

سیر تاریخی حلال را می‌توان در سه مقطع کلی صورت‌بندی کرد:

  1. عصر تشریع: با نزول قرآن و سنت نبوی(ص) و با تشرف «حلالی حلال الی یوم القیامه»، «حلال» از سوی نبی خاتم (ص) به عنوان ضامن سعادت و سلامت فرد و جامعه پایه‌گذاری شد.
  2. عصر تدوین (تثبیت): فقهای اسلامی شیعه، با نگارش کتب اربعه و متون فقهی، ابعاد نظری و جزئیات معاملات و طهارت را بسط دادند و بازار مسلمین بر اساس اعتماد شکل گرفت.
  3. عصر صنعتی‌سازی: از دهه ۱۹۷۰ میلادی، با پیچیدگی زنجیره تأمین و جهانی‌شدن، پس از فراموشی «حلال» در این عرصه و پس از تأسیس جمهوری اسلامی ایران و حکم حکومتی رهبر کبیر انقلاب، «حلال» وارد فاز «تضمین کیفیت» و «نظام‌سازی صنعتی» شد. مالزی پیشگام تدوین استانداردهای مدرن شد و نهادهای بین‌المللی مانند(SMIIC) شکل گرفتند.

8. وضعیت‌شناسی «حلال» در ایران و جهان

در جهان معاصر، «حلال» از سطح یک الزام فقهی فردی فراتر رفته و به یک نظام اقتصادی ـ فرهنگی جهانی تبدیل شده است. اگرچه، تا پیش از دهه ۱۹۸۰، اصطلاح حلال و سازوکارهای احراز آن در تجارت بین‌المللی میان کشورهای اسلامی و غیر اسلامی جایگاه روش‌مندی نداشت و حتی بسیاری از دولت‌های اسلامی، در واردات مواد غذایی و گوشت، به حلیت توجه ساختاری نشان نمی‌دادند، اما تحولات دهه‌های اخیر این وضعیت را به‌کلی دگرگون کرده است. امروز حلال، علاوه بر صنایع غذایی، حوزه‌هایی چون دارو، محصولات آرایشی و بهداشتی، گردشگری، مد محتشم، رسانه و خدمات مالی اسلامی را دربرمی‌گیرد و، با گردش مالی چند تریلیون دلاری، به یکی از کانون‌های رقابت دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ جهانی تبدیل شده است؛ به‌گونه‌ای که کشورهای غیرمسلمان نیز به بازیگران اصلی این عرصه بدل شده‌اند.

در این میان، انقلاب اسلامی ایران نقطه عطفی سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر حلال به‌شمار می‌آید. فرمان تاریخی امام خمینی(ره) در ۱۲/۱۲/۱۳۵۷، مبنی بر ممنوعیت ورود و مصرف گوشت‌های غیرمذکی، نخستین اقدام صریح و حاکمیتی یک دولت اسلامی در اعمال نظارت شرعی بر زنجیره واردات بود. این دستور، که با تأکید بر نجاست و حرمت گوشت‌های غیرحلال صادر شد، به‌سرعت دولت را ناگزیر از طراحی سازوکارهای عملیاتی نمود و برای نخستین بار، اعزام ناظران و بازرسان شرعی به کشتارگاه‌های کشورهای غیرمسلمان مانند استرالیا، اروپا و برزیل را رقم زد. بدین‌ترتیب، «نظارت شرعی بر زنجیره تولید» برای اولین‌بار در مقیاس بین‌المللی محقق شد؛ الگویی که بعدها مبنای شکل‌گیری نظام‌های گواهی حلال در کشورهای مختلف قرار گرفت.

با وجود این پیشگامی تاریخی، تحولات جهانی حلال مسیرهایی را پیمود که ایران در آن‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا نکرد. از دهه ۱۹۸۰ به بعد، کشورهای آسیای جنوب شرقی، به‌ویژه مالزی، اندونزی و سنگاپور، با رویکردی نهادمند و با حمایت مستقیم دولت‌ها، به توسعه صنعت و حکمرانی حلال پرداختند. در این روند، مالزی با واگذاری مأموریت حلال به دولت و اعطای اختیار انحصاری صدور گواهی به نهاد JAKIM، توانست برای سال‌ها به مرجع غالب در بازار جهانی تبدیل شود. هم‌زمان، کشورهایی مانند ترکیه با بهره‌گیری از ظرفیت سازمان همکاری اسلامی و تأسیس نهادهایی نظیر SMIIC، درصدد نقش‌آفرینی در تدوین استانداردهای فراملی برآمدند. در سوی دیگر، کشورهای غیر اسلامی همچون ایالات متحده، انگلستان، استرالیا و برزیل، با تمرکز بر صادرات، برندسازی و شبکه‌سازی بین‌المللی، سهم قابل توجهی از بازار جهانی حلال را به خود اختصاص دادند.

در مقابل، وضعیت ایران از یک‌سو برخوردار از پشتوانه عمیق فقهی و سابقۀ تاریخی پیشگام در نظارت شرعی و سرمایه نمادین ناشی از انقلاب اسلامی است و، از سوی دیگر، در معماری جهانی استانداردها، نظام‌های گواهی و زنجیره ارزش حلال حضور کمرنگی دارد. فقدان آزمایشگاه‌های تخصصی حلال، ضعف جدی در برندسازی بین‌المللی در حوزه‌هایی مانند دارو، محصولات آرایشی و رسانه، نبود نهاد ملی هماهنگ‌کننده و نگاه محدود و مقطعی سیاست‌گذاران به مقوله حلال، موجب شده تا سهم ایران از اقتصاد جهانی حلال متناسب با ظرفیت‌های تمدنی و فقهی آن نباشد. این شکاف میان «توان بالقوه» و «وضعیت بالفعل» ضرورت بازاندیشی راهبردی در سیاست‌گذاری حلال و بازتعریف نقش ایران در نظم نوین حلیت جهانی را، به‌عنوان یک مسئله اساسی، پیش روی نظام حکمرانی فرهنگی و اجتماعی کشور قرار می‌دهد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا