بازتعریف منطق تقریب مذاهب
از شناسایی اقوال تا همافزایی تمدنی در پرتو فقه مقارن
حجت الاسلام و المسلمین مرتضوی
رایزن فرهنگی ایران در بیروت
چکیده (Abstract):
مسئله تقریب مذاهب اسلامی در عصر کنونی با چالشهای نظری و روششناختی متعددی روبهروست. این مقاله با اتخاذ رویکردی تحلیلی-انتقادی و با تکیه بر دیدگاههای حجتالاسلام والمسلمین مرتضوی، به دنبال بازتعریف منطق تقریب و تبیین نقش جدید فقه مقارن در این عرصه است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نخستین گام در مسیر تقریب، تفکیک دقیق میان «اختلاف علمی» و «اختلاف هویتی» است؛ چراکا اختلاف علمی مولد علم است و اختلاف هویتی مولد نظامهای خصمانه. همچنین، روششناسی تقریب نیازمند اصل «فهمیدن پیش از داوری کردن» و اجتناب از «نقد پیش از شناخت» است که در آثار کلاسیکی چون «بدایتالمجتهد» ابنرشد بهخوبی تجلی یافته است. در سطح معاصر، تجارب نهادی چون دارالتقریب قاهره، مجمع تقریب مذاهب اسلامی (ایران)، مجله «رسالةالاسلام» و مجمع فقه جده، الگوهای موفق مدیریت علمی اختلافات هستند. مقاله در ادامه، مفهوم «فقه تقریب» را بهعنوان فرهنگی جدید با چهار اصل (شناخت پیش از محکومیت، تفکیک قطعیات از ظنیات، جداسازی مخالفت فقهی از هویت ایمانی، و همکاری تمدنی مبتنی بر اختلافات) تبیین میکند. نهایتاً، مقاله به گذر از «فقه مقایسهای» به «فقه همافزا» اشاره دارد که در آن سؤال محوری از «چه کسی درست میگوید» به «چگونه میتوان با سرمایه علمی مذاهب، مشکلات امت را حل کرد» تغییر مییابد. نتیجه آنکه تقریب واقعی، نه حذف اختلافات، بلکه ارتقای کیفیت آنها و تبدیل کثرت به سرمایهای برای تمدنسازی نوین اسلامی است.
واژگان کلیدی (Keywords):
تقریب مذاهب، فقه مقارن، اختلاف علمی، اختلاف هویتی، فقه همافزا، دارالتقریب، بدایتالمجتهد، قطعیات و ظنیات.
۱. مقدمه (Introduction)
در طول قرنها، جهان اسلام با پدیدهای به نام تنوع فقهی و مکتبی مواجه بوده است که همزمان میتواند سرمایهای برای تعمیق معرفت دینی و یا آفتی برای انسجام امت باشد. در عصر حاضر، با ظهور جریانهای افراطی، چالشهای تکنولوژیک و مسائل مستحدثه (همچون هوش مصنوعی، محیط زیست و فقه پزشکی)، ضرورت بازنگری در منطق تقریب مذاهب بیش از پیش احساس میشود. سؤال بنیادینی که همواره مطرح بوده این است که آیا وحدت اسلامی در گرو حذف اختلافات فقهی است یا در گرو مدیریت عالمانهی آنها؟ پاسخ به این سؤال، سرنوشت رویکردهای تقریبی را تعیین میکند.
این مقاله بر آن است تا با بهرهگیری از تحلیلهای عمیق حجتالاسلام والمسلمین مرتضوی (رایزن فرهنگی ایران در لبنان و فعال برجسته در مجمع تقریب)، چارچوبی نوین برای فهم فقه مقارن ارائه دهد. فرضیه اصلی آن است که تقریب، نه به معنای یکسانسازی و حذف هویتهای مکتبی، بلکه به معنای ارتقای سطح گفتوگو و تغییر سؤال از «حقانیت انحصاری» به «همافزایی علمی» است. در این راستا، مقاله به بررسی لایههای تاریخی، روششناختی و نهادی تقریب پرداخته و چشماندازی تمدنی برای فقه مقارن ترسیم میکند.
۲. مرور ادبیات و چارچوب نظری (Literature Review)
مرور منابع نشان میدهد که ادبیات تقریب مذاهب عمدتاً در دو سطح کلاسیک و معاصر قابل تقسیمبندی است. در سطح کلاسیک، رویکرد تطبیقی مبتنی بر «فقهالخلاف» و «اختلاف الفقها» غالب بوده است. آثار مهمی چون «بدایتالمجتهد و نهایةالمقتصد» از ابنرشد قرطبی (که بهدرستی به آن اشاره شد) از جمله آثاری هستند که با نگاهی علتیابانه و بیطرفانه به اسباب اختلاف پرداختهاند. همچنین «اختلاف الفقها» اثر طحاوی و «الخلاف الشافعی» از دیگر منابع کلاسیک این حوزهاند که در آنها تلاش شده است آرای فقهای مختلف در کنار هم ارائه شود، هرچند که غالباً با رویکردی جدلی همراه بودهاند.
در سطح معاصر، شکلگیری نهادهایی نظیر «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» در قاهره و «مجمع تقریب مذاهب اسلامی» در تهران، نقطه عطفی در عرصه نهادیسازی تقریب بهشمار میروند. مجله «رسالةالاسلام» که از سال ۱۹۴۹ بهمدت دو دهه منتشر شد، بستری کمنظیر برای عرضه آرای عالمان مذاهب مختلف و گفتوگوی علمی میان آنها فراهم آورد. همچنین مجمع فقه اسلامی جده با میزبانی از علمای برجسته، نقش مؤثری در همگرایی علمی داشته است.
با این حال، نقدی که بر اغلب این ادبیات وارد است، تمرکز بیش از حد بر «شناخت اقوال» و غفلت از «منطق استدلال» و «تولید علم مشترک» است. این پژوهش، با تکیه بر دیدگاههای دکتر مرتضوی، درصدد پر کردن این خلأ و ارائه چارچوبی مبتنی بر «فقه همافزا» برآمده است.
۳. روششناسی یا رویکرد تحلیلی (Methodology)
پژوهش حاضر بهصورت کیفی و با رویکردی «تحلیلی-تاریخی» و «نهادی» انجام شده است. دادههای اولیه بر اساس متن سخنرانی حجتالاسلام مرتضوی گردآوری شده که خود مبتنی بر تجارب زیسته ایشان در مجمع تقریب و تعاملات بینالمللی در لبنان و پاکستان است. روش تحلیل متن، مبتنی بر «تحلیل گفتمان انتقادی» با رویکردی هنجاری و اصلاحی بوده است؛ بدین معنا که مفاهیم کلیدی (همچون اختلاف علمی/هویتی، نقد پیش از شناخت، فقه همافزا) استخراج شده و سپس با استفاده از روش «طبقهبندی مفهومی» در چهارچوب نظری تحقیق جایابی شدهاند.
همچنین، برای بررسی تجارب نهادی، از روش «مطالعه موردی» (Case Study) برای نهادهای کلیدی مانند دارالتقریب، مجمع تقریب ایران و مجمع فقه جده استفاده شده است. در نهایت، مدل پیشنهادی «فقه تقریب» با چهار اصل مطرحشده، مورد تحلیل محتوایی قرار گرفته تا امکانسنجی آن برای مواجهه با مسائل نوپدید عصر حاضر (از هوش مصنوعی تا محیط زیست) ارزیابی شود.
۴. یافتهها و بحث (Findings and Discussion)
۴-۱. یافته اول: تفکیک بنیادین اختلاف علمی از اختلاف هویتی
مهمترین دستاورد این سخنرانی، ارائه یک تمایز مفهومی دقیق و کارگشاست. اختلاف علمی، آن جایی است که فقیهان با درک مشترک از حقیقتجویی، بر اساس تفاوت در جمع میان ادله، اعتبارسنجی سند، یا دلالتهای لفظی به نتایج مختلف میرسند. این اختلاف، «مولد علم» است و میتواند به غنای فقهی بینجامد. اما اختلاف هویتی، نافیِ دیگری است و مرزهای «ما» و «آنها» را مستحکم میکند. این اختلاف، «مولد نظام»های سیاسی و اجتماعی متخاصم است. بسیاری از تنشهای فرقهای در جهان اسلام، ریشه در تبدیل اختلافات علمیِ فنی به هویتهای سیاسی-اعتقادی دارد. بنابراین، نخستین وظیفه فقه مقارن، بازشناسی علمی اختلافات از این منظر است.
۴-۲. یافته دوم: اصل روششناختی «فهمیدن پیش از داوری کردن»
یکی از آفات بزرگ در عرصه تقریب، «نقد پیش از شناخت» است. گوینده بهدرستی اشاره میکند که بسیاری از ما مذاهب دیگر را از خلال پاسخهای مخالفانشان میشناسیم، نه از خلال منابع اصلی و معتبر خودشان. این روششناسی غلط، موجب میشود که ما ضعیفترین صورت استدلال طرف مقابل را انتخاب کرده و به نقد آن بپردازیم؛ که در مناظره ظاهراً پیروز میشویم اما در تقریب عمیقاً شکست میخوریم. تقریب واقعی زمانی محقق میشود که فقیه، قویترین صورت استدلال مخالف را درک کند. این اصل، که ریشه در سنت علمی ابنرشد دارد، نیازمند بازآموزی در حوزههای علمیه و مراکز دانشگاهی است.
۴-۳. یافته سوم: درسی از تجارب تاریخی و نهادی (بدایتالمجتهد، دارالتقریب، رسالةالاسلام)
تاریخ فقه مقارن، نمونههای موفقی از مدیریت علمی اختلاف را به ما نشان میدهد. کتاب «بدایتالمجتهد» با نگاه علتیابانه، الگویی برای فهم منطق طرف مقابل ارائه میدهد. در عصر معاصر، دارالتقریب قاهره و مجمع تقریب تهران، نشان دادند که علما میتوانند در کنار هم بنشینند و با زبانی علمی گفتوگو کنند. مجله «رسالةالاسلام» نیز ثابت کرد که یک نشریه علمی-فقهی میتواند بستری برای بحث در مورد مسائل مشترک (نه صرفاً اخلاقیات) باشد. همچنین حضور دبیرکل مجمع فقه جده (آقای سانوح) در کنفرانس وحدت تهران، نشاندهنده ظرفیت بالای این نهادها برای همکاری بینالمللی است. پیام کلیدی این تجارب آن است که تقریب، پیش از هر بیانیهای، باید در «ادبیات علمی» شکل گیرد. اگر زبان احترام علمی نباشد، هیچ کنفرانسی تقریب ایجاد نمیکند.
۴-۴. یافته چهارم: مفهوم «فقه تقریب» و چهار اصل عملیاتی
نوآوری دیگر این سخنرانی، ارائه مفهوم «فقه تقریب» است؛ نه بهعنوان مذهبی جدید، بلکه بهعنوان یک فرهنگ و روششناسی در مواجهه با اختلاف. این فرهنگ بر چهار اصل مبتنی است:
۱. شناخت پیش از محکومیت: تا از یک رأی فقهی شناخت کامل حاصل نشده، قضاوت نکنیم.
۲. تفکیک قطعیات از ظنیات: بسیاری از اختلافات در حوزه ظنیات است و نباید آنها را در عرض قطعیات قرار داد. بستن باب گفتوگو بر سر ظنیات، بزرگترین خطای اصولی است.
۳. جداسازی مخالفت فقهی از هویت ایمانی: مخالفت با فتوا، بهمعنای نفی دیانت یا کرامت عالم نیست.
۴. همکاری تمدنی مبتنی بر اختلافات: امروز مسائل نوپدیدی نظیر هوش مصنوعی، محیط زیست و فقه پزشکی مطرح است که هیچ مذهبی بهتنهایی پاسخگوی آنها نیست. میراث مشترک اجتهادی باید برای این مسائل بهکار گرفته شود.
۴-۵. یافته پنجم: گذر از «فقه مقایسهای» به «فقه همافزا»
در رویکرد سنتی فقه مقارن، سؤال اصلی این است که «هر مذهب چه میگوید و دلیل آن چیست؟». این رویکرد، اگرچه ضروری است، اما ناقص به نظر میرسد. رویکرد آیندهنگر (که گوینده از آن به «فقه همافزا» تعبیر میکند) سؤال دیگری را مطرح میسازد: «مجموع اجتهادهای مذاهب چگونه میتواند یک مسئله از مسائل امت را حل کند؟» این تغییر سؤال، اساساً هدف فقه مقارن را از «انحصارگرایی» به «همافزایی» تغییر میدهد. ما بهجای اینکه بگوییم چه کسی درست میگوید، باید بگوییم چگونه میتوانیم از سرمایه علمی یکدیگر برای حل دردهای مشترک امت استفاده کنیم. این تغییر گام، شاید بزرگترین جهش در منطق تقریب باشد.
۴-۶. یافته ششم: تنوع (کثرت) سرمایه است، خصومت آفت است
گوینده با صراحت بیان میدارد که تقریب به معنای حذف مذاهب نیست؛ چراکه حذف آنها هم غیرواقعبینانه و هم نامطلوب علمی است. تنوع درون یک امت (همانند مکاتب مختلف) یک پدیده طبیعی است. مشکل، خودِ کثرت نیست، بلکه «تبدیل کثرت به خصومت» است. این نگاه، رویکردی مثبت به تنوع دارد و آن را سرمایهای برای تمدنسازی میداند، مشروط بر آنکه در چارچوب علم، اخلاق و احترام باقی بماند. بنابراین، باید بهجای حذف، به «ارتقای کیفیت اختلاف» بیندیشیم؛ یعنی اختلافی که موجب معرفتافزایی شود و مانع برادری و همکاری نشود.
۵. نتیجهگیری (Conclusion)
این مقاله با بازخوانی سخنرانی حجتالاسلام مرتضوی، به این نتیجه رسید که تقریب مذاهب نیازمند یک بازتعریف پارادایماتیک است. تقریب نباید در پی جهانی بدون اختلاف باشد، بلکه باید به دنبال جهانی باشد که در آن اختلاف، در چهارچوب علم و اخلاق مدیریت میشود. چهارچوب پیشنهادی این پژوهش عبارت است از:
- شناختشناختی: تفکیک اختلاف علمی از اختلاف هویتی.
- روششناختی: فهمیدن پیش از داوری و نقد قویترین استدلال.
- نهادی: بهرهگیری از تجارب موفق (دارالتقریب، مجمع تقریب، رسالةالاسلام).
- عملیاتی: اتخاذ چهار اصل «فقه تقریب» و تفکیک قطعیات از ظنیات.
- راهبردی: گذر از فقه مقایسهای به فقه همافزا که سؤال خود را از «حقانیت» به «حل مسئله» تغییر میدهد.
در نهایت، رسالت نسل امروز نخبگان و علما، نه تنها شناخت مذاهب یکدیگر (همانطور که پیشینیان انجام دادند)، بلکه «تولید علم مشترک» و «همکاری تمدنی» است. تقریب شعاری باید به تقریب علمی و نهادی تبدیل شود. فقه مقارن باید از کتابخانهها خارج شده و به میدان زندگی بازگردد تا برای مسائل نوپدید (خانواده، اقتصاد، پزشکی، محیط زیست و هوش مصنوعی) پاسخهای مشترکی بیابد. اینگونه است که اختلاف، سرمایهای برای قنای امت میشود و به جای آنکه ما را علیه یکدیگر تجهیز کند، برای ساختن آیندهای مشترک توانمندمان میسازد.
پیشنهادات برای پژوهشهای آینده:
بررسی تطبیقی عملکرد مجمع تقریب ایران و دارالتقریب قاهره با رویکرد نهادی و تحلیل محتوای مجله «رسالةالاسلام» در بازه ۱۹۴۹ تا ۱۹۶۹. همچنین، طراحی مدلی عملیاتی برای اجرای «فقه همافزا» در حوزههای مستحدثه مانند هوش مصنوعی و فقه محیط زیست، پیشنهاد میشود.
۶. فهرست منابع (References)
- ابنرشد، محمد بن احمد. (۱۳۷۸). بدایتالمجتهد و نهایةالمقتصد(ترجمه سید محمد حسینی). تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی (سمت).
- طحاوی، احمد بن محمد. (بیتا). اختلاف الفقها. بیروت: دار الکتب العلمیه.
- شلتوت، محمود. (۱۹۷۹). مجموعه فتاوی و آثار. قاهره: دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه.
- مجله رسالةالاسلام. (۱۹۴۹-۱۹۶۹). شمارههای منتخب. قاهره: دارالتقریب.
- تقیزاده، سید جواد. (۱۳۸۵). فقه مقارن و وحدت اسلامی. تهران: مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی.
- الازهری، محمد ابوزهره. (۱۳۷۰). تاریخ المذاهب الاسلامیه. قاهره: دارالفکر العربی.
- دفتر مجمع فقه اسلامی جده. (۲۰۲۰). گزارش نشست وحدت اسلامی در تهران(سخنرانی دبیرکل آقای سانوح). جده: سازمان همکاری اسلامی.
- مرتضوی، سید محمد (گوینده). (۱۴۰۳). متن سخنرانی در نشست تخصصی فقه مقارن(مخین، تهران). مرکز پژوهشی حلال و دبیرخانه دائمی اجلاس مراکز مطالعات اسلامی.