حلال و تقریب مذاهب اسلامی

چکیده

تقریب مذاهب اسلامی از صدر اسلام تا کنون مورد اهتمام وتوجه بزرگان دین بوده است  و برای نیل به وحدت مسلمان و تقریب مذاهب راهکارها و روش های بسیاری با تاکید بر اشتراکات امت (قرآن، رسول، قبله، و…) در طول تاریخ به کارگرفته شده است. از نظریه های بدیع در زمینه وحدت اسلامی نظریه  وحدت اجتماعی است که  بر هفت اصل: تعارف، برادری، تعایش، تعاشر، تغافل، تعاون و تسابق استوار است. در این نظریه، تقریب تعایشی  از جایگاه برجسته ای برخوردار است. اگر هم زیستی میان پیروان فرق مختلف اسلامی شکل بگیرد؛ قطعا خواسته یا ناخواسته به هدف تقریب مذاهب اسلامی آنهم در ساحت عمل و زندگی رسیده ایم.

بر اساس این نظریه حلال(با گسترش موضوعی که امروزه دارد، و شامل موضوعات بسیاراز خوراک تا گردشگری و مد و مدیا می شود)  که امروزه محور تعایش مسلمانان، در تمامی دنیا است و هم‌زیستیِ شایسته و بایسته مسلمین را، در کنار هم و با هویت اسلامی شکل می دهد، از جایگاه برجسته ای در تقریب مذاهب اسلامی برخوردار است.

این وحدت که از خوردنی ها و نوشیدنی ها تا مد و لباس وگردشگری را شامل می شود و در جزیی‌ترین مراتب زندگی مسلمانان  جاری و ساری است، بهترین تراث وحدت بخش در زنگی مسلمان است، که با التفات عالمانه می تواند، هم دلی و همبستگی بیشتر امت را موجب شود .

 

کلمات کلیدی : حلال، وحدت اجتماعی، تقریب، مذاهب اسلامی، هم زیستی

مقدمه

ﯾﮑﯽ از ﻣﺒﺎﺣﺚ اﺳﻼﻣﯽ ،ﮐﻪ از ﺻﺪر اﺳﻼم ﺗﺎﮐﻨﻮن ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ، مساله وﺣﺪت مسلمین و تقریب ﻣﺬاﻫب اسلامی است. رواﯾﺎت و آﯾﺎت ﻣﺘﻌﺪدی اتحاد را راهبرد مهم جهان اسلام شمرده اند وبزرگان و اندیشمندان، درصدد تحقق آن مجاهدتهای فراوان نموده اند، در مقابل نیز دشمنان، کج فهمان و مغرضان همیشه در سدد اختلاف افکنی میان مسلمین بوده اند.

برای نیل به وحدت مسلمان و تقریب مذاهب راهکارها و روش های بسیاری با تاکید بر اشتراکات امت (قرآن، رسول، قبله، و…) در طول تاریخ به کارگرفته شده است. مهمترین راهکارهایی که در این زمینه، جمهوری اسلامی پی‌گیری کرده است؛ گفتگوها و تعاملات در سطوح مختلف نخبگان دینی و فرهنگی و سران سیاسی بود، و برگزاری کنفرانس ها، همایش ها و تدوین آثار علمی، اتخاذ سیاست های مشترک، تشکیل مجامع و سازمان ها و برنامه های خرد وکلان دیگر بوده است. در سالیان اخیر، توجه بیشتر به دیپلماسی عمومی، ارتباطات و تبادلات رسانه ای، اقتصادی، میان فرهنگی و هنری امت اسلام و توجه بیش از پیش به مردم، از نقاط برجسته در تقریب مذاهب اسلامی بوده است.

از نظریه های بدیع در زمینه وحدت اسلامی که ناظر به وحدت اجتماعی، که مهمترین و اساسی ترین و اثرگذارترین، ساحت وحدت امت اسلامی و نتیجه تقریب مذاهب است؛ نظریه آیت الله مبلغی در این باب است. ایشان وحدت اجتماعی را بر هفت اصل: تعارف، برادری، تعایش، تعاشر، تغافل، تعاون و تسابق استوار می دانند  و در این باب می فرمایند : ما باید به سمت تقریب تعایشی برویم… من مطمئنم اگر بیاییم روی این بحث فطری عقلانی، آن هم با آن نصوص اسلامی، ذهنیت های تاریخی، خودش فرو می‌ریزد. در حالی که در دیگر راهکارها ذهنیت تاریخی اصلا خودش را نمی تواند حذف کند و پاک شود. اگر این نظریه تعایش را برپا کنیم، می توانیم خیلی ذهنیت ها را فرو بریزیم. احترام متقابل، عمل مشترک، و زندگی مشترک می تواند ما را از قرن ها انفصال عبور دهد و به ماقبلش بازگرداند. در غیر این صورت، دیگر گفتمان ها کارایی ندارد.

با این نگاه دقیق و عمیق وعریق به مساله وحدت جایگاه و نقش ویژه‌ی حلال واضح و روشن می شود، زیست حلال حتی با نگاه حداقلیِ معطوف به خوراک، چه رسد با گسترش موضوعی که امروزه دارد، محور تعایش مسلمانان، در تمامی دنیا است، این موضوع جهان شمولِ مبتلابهِ جمیع مسلمین به صورت ساختارمند، هم‌زیستیِ شایسته و بایسته مسلمین را، در کنار هم و با هویت اسلامی شکل می دهد، این وحدت که از خوردنی ها و نوشیدنی ها تا مد و لباس وگردشگری را شامل می شود و در جزیی‌ترین مراتب زندگی جاری و ساری است، بهترین تراث وحدت بخش در زنگی مسلمان است، که با التفات عالمانه می تواند، هم دلی و همبستگی بیشتر امت را موجب شود .

حلال امروز محملی مناسب جهت مذاکرات و مراودات گستره علمی است اعم از علوم دینی و انسانی و تجربی؛ اندیشمندان قرآن و حدیث و فقه فریقین می‌توانند در پرتوحلال به بحث های علمی خود بپردازند. طبیبان مسلمان در مسیر حلال می‌تواند هم فکری‌های مربوط به سلامت را گسترش دهند. دانشمندان علوم غذایی و آزمایشگاهی محطّی برای تبین و به کارگیری علوم خود دارند. اقتصاددانان مسلمان، تجار و بازرگانان کشورهای، در مسیر حلال همگرایی ها را شکل داده و می‌دهند. بسیاری از شخصیت های برجسته اسلامی، حلال می تواند زبان مشترکِ علمی آنان را تشکیل دهد .

مجامع و تشکل های بسیاری نیز با محور موضوع  حلال در میان مسلمانان جهان با ملیت ها ومذهب های مختلف شکل گرفته و در حال گسترش است، این شرکت ها ومجامع وکنفرانس های فراوان که  حتی برخی مانند مؤسسه «استاندارد و علوم وزن و مقياس‌های كشورهای اسلامی(SMIIC)»  متشکل از دولت های اسلامی است؛ در زیر چتر حلال جمع شده اند و  با تفاوت در مذهب به همکاری و فعالیت جمعی مشغول هستند.

علاوه بر جنبه های تقریب بین مذاهب اسلامی، حلال می تواند به عنوان  عاملی، در جهت گفت وگو، تعامل و همکاری بین ادیان  نیز مطرح شود. قرابت حلال اسلامی در خوردنی ها و نوشیدنی ها با برخی از ادیان، خصوصا کوشر در آیین یهود، می تواند به تقویت روابط وتعامل علمی و اجتماعی با آنها بیانجامد، چنانچه امروزه در کشورهای اروپایی یهودیان در صورت عدم دسترسی به محصولات کوشر به سراغ محصولات حلال و بازارهای مسلمانان می روند .

مفهوم شناسی

مفهوم حلال

لغت حلال یک واژه عربی است که از مصدر «حَلّ یَحلُ حَلّا و حُلُولًا » و در موارد نادري از ریشه «حَلَـل» (بدون تشدید) گرفته شده است.[1] لغت شناسان براي این واژه و مشتقات آن معانی متعددي بیان کرده اند(همسر[2]، محل زندگى و نزول و فرود آمدن‌[3]، پرداخت قرض و دین [4]، خروج از احرام حج[5]، وارد شدن[6]، مقابل حرام‏[7]، بسيار گشاينده[8] ).  با دقت در معانی و استعمالات مختلف، این نکته آشکار می‌‌شود اصل معنا واحد است که در موارد مختلف، داراي مصادیق متفاوتی می باشد و همین اختلاف در مصداق، باعـــث توهم وجود معانی متفاوت شده است. معنی اصلی این واژه، گشودن و باز شـدن گره است و سایر استعمالات با توجه به همین معنا استفاده شده است؛[9]

 حلال در اصطلاح متداول فقها، حکم وضعی شیء بما هو؛ است.[10] به زبان ساده حلیت ، شبیه نجاست و پاکی است. این که بیان شد حلال بودن حکم وضعی است، بدین معناست که این حکم، قانون و اعتباری از سوی خداوند است که به اشیاء مختلف مثل گوشت گوسفند یا گوشت زرافه یا نوشیدنی به دست آمده از سیب یا انگور اطلاق می‌شود؛ همان‌گونه که قانون درباره ادرار، آب، روغن، خون و مدفوع وجود دارد که بعضی از آنها پاک و برخی نجس هستند. این حکم، مربوط به نفسِ آن اشیاء است و ربطی به فعل و عمل انسان ندارد.البته دستورات تکلیفی مانند حرمت اکل یا وجوب اجتناب در نماز و… از این قوانین وضعی به دست می‌آید.

اصطلاح روز

امروزه واژه حلال در دنیا بسیار پرکاربرد است و می‌توان گفت، تمامی انسان‌ها با هر زبانی با این کلمه آشنا هستند و آن را در حوزه‌های بسیاری از جمله خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها، مواد آرایشی و بهداشتی، دارو، مد و لباس، رسانه، معماری، هتلداری، گردشگری، اقتصاد، بیمه و بانک داری و …. به کار می‌برند  و به هر چیزی که مطابق با احکام و قواعد اسلامی باشد، عنوان حلال اطلاق می‌کنند و بدین‌گونه امروزه «حلال» عبارت دیگری برای بیان اسلامی بودن کالا به حساب می‌آید.

مفهوم تقریب مذاهب

لغت تقریب یک واژه عربی است؛ این واژه مصدر باب تفعیل  «قَرَّبَ، یُقَرِّبُ، تَقریب » است که از  ریشه «قَرُبَ» گرفته شده است.  لغت شناسان «قُرب» را متضاد «بُعد» [11]دانسته معنای آن را نردیکی مکانی، زمانی، منزلت و معنوی[12] برای آن ذکر نموده اند؛ همچنین به حیوانی و چیزهایی که در راه خدا و برای نزدیکی به خدا و به جهت خاص ذبح یا توزیع  می شود« قربان» گفته می‌شود[13].عرب ابتدا واژه «تقریب» را درباره اسب استفاده کرده؛ و حالتی را که اسب هر دو دستش را با هم برمی‎دارد و بر زمین می گذارد، یا هنگامی که اسب هر دو دستش را با هم محکم به زمین می کوبد را تقریب می‌نامد[14].

از آنجا که تقریب مصدر باب تفعیل است در آن معنی تعدیه ومشارکت لحاظ شده است و با توجه به استعمال نخستین آن (درباره اسب) می توان گفت: معنای لغوی تقریب نزدیک قرار دادن چیزی است [15] و دو ویژگی هماهنگی و در کنار هم بودن در آن لحاظ شده است.

مَذاهِب واژه ای است عربی این لغت، جمع کلمه مَذهَب، اسم مکان از ذَهَبَ به معنای محل رفتن است، به همین جهت  به هر کدام شعبه هایی که  از دین  انشعاب پیدا می‌کند، مذهب می گویند. مانند مذهب تشیع و مذهب تسنن (مذهب حنفی، حنبلی، شافعی، مالکی) در اسلام و مذهب واتیکان ومذهب نسطوری در مسیحیت.

مقصود از تقریب مذاهب

عده‎ای از بزرگان در تعریف تقریب چنین می‎گویند: 1. علامة محمد تقی قمی: تلاش جدی برای استحکام روابط میان پیروان مذاهب، از طریق شناسایی اختلافات ما بین آن ها و جلوگیری از آثار منفی آن، البته نه به این معنا که بخواهند اصل اختلافات را ریشه کن نمایند [16] 2. شیخ علاءالدين زعتري:  تقریب یعنی اتحاد پیدا کردن مسلمانان بر اصول اسلام و اینکه در موارد اختلافی عذر همدیگر را بپذیرند… و این حقیقت با دعوت به همکاری در کارهای نیک و خداپسندانه به هدف اصلاح امور مسلمانان صورت می‎گیرد[17]  3. آيةالله سبحاني:  تقريب یعنی ایجاد نزدیکی میان رهبران مذاهب و به دنبال آن میان پیروان آنهاست و این مهم با حرکت بر اساس مشترکات عقیدتی و اسلامی رخ می‎دهد، زیرا اختلافات میان آنها در قبال اشتراکات بسیار ناچیز است[18].  4. آیةالله واعظ‎زاده خراسانی:  «تقریب یعنی تأکید بر مشترکات و معذور دانستن یکدیگر در موارد اختلافی بر مبنای (للمصيبِ أجرانِ وللمخطئ أجرٌ واحدٌ)»[19]  5. آیةالله تسخیری: «تقریب یعنی نزدیک شدن پیروان مذاهب اسلامی با هدف تعارف و شناخت مشترکات یکدیگر و توسعه مشترکات، به منظور دستیابی به برادری و اخوت دینی، بر اساس اصول اسلام و مشترکات اسلامی و نیز معذور نمودن یکدیگر در نقاط مورد اختلاف» .[20]
هر چند بزرگان در تبیین مراد  از تقریب مذاهب با هم اختلاف  نظرهای اندکی دارند، ولی با جمع‎بندی نظرات می‌توان مقصود از تقریب مذاهب اسلامی را: نزدیک شدن پیروان مذاهب اسلامی به یکدیگر، با تأکید بر مشترکات و معذور داشتن همدیگر در نقاط افتراق؛ به  منظور دستیابی به برادری دینی و یکپارچگی در مقابل دشمنان اسلام؛ دانست.

اهمیت و ضرورت تقریب مذاهب اسلامی

ﯾﮑﯽ از ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﻣﺒﺎﺣﺚ اﺳﻼﻣﯽ، مساله وﺣﺪت مسلمین و تقریب ﻣﺬاﻫب اسلامی است،ﮐﻪ از ﺻﺪر اﺳﻼم ﺗﺎﮐﻨﻮن ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻮده اﺳﺖ. رواﯾﺎت و آﯾﺎت ﻣﺘﻌﺪدی اتحاد را راهبرد مهم جهان اسلام شمرده اند وبزرگان و اندیشمندان، درصدد تحقق آن مجاهدتهای فراوان نموده اند، در مقابل نیز دشمنان، کج فهمان و مغرضان همیشه در سدد اختلاف افکنی میان مسلمین بوده اند.

در قران آیات و تعابیری بلند و لطیفی بر وحدت و برادری و تقریب بین مسلمان دلالت دارد که به برخی اشاره می کنیم:  واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا [21] إنّما المؤمنون إخوه فاصلحوا بین اخویکم [22]،  إنّ هذه أمّتکم أمة واحدة[23]، کنتم خير أمّة أخرجت للناس[24]، کذلک جعلناکم أمّة وسطاً[25]، یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا [26]، تعاونوا علی البر و التقوی[27]، فان حزب الله [28]، فألّف بين قلوبهم[29]

در احادیث و نیز سنّت و سیره پیامبر اعظم (ص) و  اهل بیت (علیهم السلام) (که مورد توجه و حجت برای تمامی مسلمانان به ویژه پیروان مکتب تشیع است)،تقریب مذاهب از جایگاه برجسته ای برخوردار است و به عنوان راهبردی مهم مورد توجه پیشوایان دینی بوده است. در این باب روایات بسیار است و سخن فراوان گفته شده است لذا صرفا به دو نمونه از بسیار اشاره می کنیم.

  1. سخن امام علی علیه السلام در پاسخ معترض یهودی که در مذمت مسلمانان اظهار داشت: هنوز پیامبرتان را دفن ننموده بودید که با یکدیگر به اختلاف و نزاع برخواستید؛ امام علیه السلام فرمودند :«إنّما اختلفنا عنه لا فيه»: [30]ما در اصل رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله اختلاف نکردیم بلکه در اینکه آیا پیامبر (صلی الله علیه و آله) برای خویش جانشینی برگزیده است اختلاف نمودیم. در حالی که شما هنوز پاهایتان از دریایی که از آن عبور کردید خشک نشده بود که به پیامبرتان گفتید: «اجعل لنا إلها کما لهم آلهة قال إنّکم قوم تجهلون»[31] این سخن حضرت بیان می کند که اختلاف بین مسلمانان در مذاهب ، اختلافی در اصل دین نیست.
  2. سیره امام صادق علیه السلام در تعامل با مذاهب و فرق اسلامی، آن حضرت در روش فقهی و کلامی و تفسیری شان به اندیشه های مخالفین احترام گذاشته و به تبیین آن ها می پرداخت چنانکه یکی از رهبران بزرگ اهل سنت ابو حنیفه که از شاگردان امام علیه السلام شمرده می شود آن حضرت را عالم ترین شخص دانسته و می گفت:«والله ما رأيت أفقه من جعفر بن محمد»[32] حضور رهبران، پیروان مذاهب گوناگون در درس امام صادق علیه السلام گواهی است بر اینکه تقریب مذاهب ریشه در قرآن و سیره اهل بیت علیهم السلام داشته و مخالفت با آن فاصله گرفتن از ثقلین است.

رهبر کبیر انقلاب اسلامی  امام خمینی (قدس)  که پرچمدار اتحاد مسلمین در جهان معاصر بودند. در بیان اهمیت وحدت به زایران بیت الله این‌چنین توصیه می‌فرمایند: اي مسلمانان جهان و اي پيروان مکتب توحيد! رمز تمامي گرفتاري‌هاي کشورهاي اسلامي اختلاف کلمه و عدم هماهنگي است و رمز پيروزي، وحدت کلمه و ايجاد هماهنگي است… همه براي اسلام و به سوي اسلام و براي مصالح مسلمين و گريز از تفرقه و جدايي و گروه گرايي که اساس همه‌ي بدبختي‌ها و عقب افتادگی‌ها است.» [33]

در اندیشه مقام معظم رهبری نیز وحدت دارای جایگاه رفیع و یک راهبرد اساسی است معظم له در تبین وحدت می‌فرمایند: مراد ما از وحدت اسلامی، یکی شدن عقاید و مذاهب اسلامی نیست. میدان برخورد مذاهب و عقاید اسلامی و عقاید کلامی و عقاید فقهی  هر فرق هاي عقاید خودش را دارد و خواهد داشت  میدان علمی است، میدان بحث فقهی است میدان بحث کلامی است و اختلاف عقاید فقهی و کلامی می تواند هیچ تاثیري در میدان واقعیت زندگی و در میدان سیاست نداشته باشد……اگر ما می گوییم که شیعه و سنی در کنار هم قرار بگیرند یعنی شیعه، شیعه بماند، سنی هم سنی…. ،وحدت یعنی همین که پیروان این دو مذهب با هم برادر باشند و احساس برادري بکنند نه اینکه شیعه سنی و سنی شیعه بشود بلکه وحدت به معناي احساس برادري است و همین که هر طرفی احساس کند که دیگري هم مسلمان است و حق اسلامی او را بر گردن خود احساس کند و متقابلاً او هم به همین ترتیب عمل نماید[34].

شیوه دست یابی به تقریب مذاهب اسلامی

برای نیل به وحدت مسلمان و تقریب مذاهب راهکارها و روش های بسیاری با تاکید بر اشتراکات امت (قرآن، رسول، قبله، و…) در طول تاریخ به کارگرفته شده است. مهمترین راهکارهایی که در این زمینه، جمهوری اسلامی پی‌گیری کرده است؛ گفتگوها و تعاملات در سطوح مختلف نخبگان دینی و فرهنگی و سران سیاسی بود، و برگزاری کنفرانس ها، همایش ها و تدوین آثار علمی، اتخاذ سیاست های مشترک، تشکیل مجامع و سازمان ها و برنامه های خرد وکلان دیگر بوده است. در سالیان اخیر، توجه بیشتر به دیپلماسی عمومی، ارتباطات و تبادلات رسانه ای، اقتصادی، میان فرهنگی و هنری امت اسلام و توجه بیش از پیش به مردم، از نقاط برجسته در تقریب مذاهب اسلامی بوده است.

تقریب؛ راهبرد یا تاکتیک

دو نگاه عمده به تقریب مذاهب اسلامی، در میان طرفداران تقریب وجود دارد. برخی تقریب مذاهب و حتی وحدت مسلمین، را صرفا یک راهکار و تاکتیک می‌دانند؛ وبا توجه به شرایط زمانه و خصوصا دشمن مشترک جامعه اسلامی تقریب را راهکاری برای مقابله با دشمن و گذار از شرایط فعلی جامعه می‌دانند این اندیشه بر مبنای آیه شریفه وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ[35] و روایات فراوان و دلایل مسلّم عقلی و نقلی؛ وحدت و تقریب مذاهب اسلامی را راهکاری کارآمد، در جهت مقابله با شرایط موجود، تهدیدات و بحران های خارجی(غیر مسلمانان) جهان اسلام می‌داند. بر اساس این مبنا وقتی دشمن مشترک وجود دارد، تقریب لازم است، اما اگر دشمن مشترک نبود، ضرورتی برای تقریب وجود ندارد.

اما نظریه دیگر؛ تقریب مذاهب اسلامی را صرفا یک راهکار نمی شمارد بلکه آن را «اصل فرا» معرفی کرده امت واحده و امت سازی را نگاه قرآن و پیامبر (ص) و اهل بین (ع) می شمارد آیات متعدد  قرآن مانند: إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةًوَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ [36]و الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَيَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَکيمٌ [37]و نیز إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ [38] و روایات بسیار ما را به آرمان و رعایت مسایل مرتبط با« امت واحده» رهنمون می سازد. در این نگاه تقریب مذاهب و وحدت مسلمین صرفا یک تاکتیک، درزمان داشتن دشمن مشترک نیست، بلکه تقریب را راهبردی برای تمام اعصار و در تمام شرایط و مبتنی بر توحید ربوبی استوار می‌شمارد و تقریب و وحدت امت، جزء لا ینفک ایمان به خدا و رسالت رسول خاتم (ص) می‌داند؛

آنچه از سخنان وسیره حضرات معصومین(ع) اصطیاد می‌شود همین نگاه حقیقی و واقعی به مساله وحدت اسلامی و تقریب مذاهب اسلامی است. چنانچه امام صادق علیه‌السلام ابوحنیفه را به میهمانی ‌پذیرفتند، و او تکریم کرند و او نیز در مقام تعظیم علمی امام گفته است:  افقه از جعفر بن محمد نمی‌شناسم[39]. البته در میان مباحثه علمی هم داشته‌اند و حضر(ع) نکات و تذکراتی به ایشان داده است.

ابعاد تقریب مذاهب اسلامی

  1. تقریب کلامی- اعتقادی:هرگاه به اصول اعتقادی مسلمانان که زیربنای زندگی آنان را تشکیل می دهد توجه شود به اشتراک در مبانی اصلی و محوری دین روشن می گردد؛ به طور کلی مبانی اعتقادی مشترک تمامی مذاهب اسلامی را می توان در موارد ذیل مورد بررسی قرار داد: الف) توحید و یکتایی ذات مقدس الله؛ ب) ایمان به نبوت پیامبران الهی و رسول مکرّم اسلام و الزام به تبعیت از آن حضرت در حیات فردی و اجتماعی؛ ج) ایمان به قرآن کریم به عنوان بزرگ ترین معجزه پیامبر (صلی الله علیه و آله) و منبع نخست شریعت؛ د) ایمان به معاد و حیات جاویدان پس از مرگ.
  2. تقریب فقهی: اختلافات در فقه نیز همانند مبانی اعتقادی در اصول حاکمه نمی باشد و زیرا تمامی مذاهب در لزوم استناد فقه به قرآن و سنت اتفاق نظر دارند. و حتی اختلافات در حوزه فقه، مبتنی است بر اصل حجيّت[40] اجتهاد. (که مورد پذیرش تمامی پیروان مذاهب اسلامی می باشد) بنابراین با وجود منابع مشترک در استنباط شریعت، تقریب فقهی امری دست یافتنی  خواهد بود.
  3. تقریب تفسیری-حدیثی: جهت استقرار همگرایی بین فرق اسلامی، باید متون اصیل اسلامی دوباره بازخوانی شود. و به‌جای تکیه‌بر مفترقات مکتوب در متون کهن، موارد اتفاق فریقین که بسیار است مورد توجه واقع شود.
  4. تقریب اخلاقي و فرهنگی : باید گفت در حوزه اخلاقی ـ فردی و اجتماعی تمامی مذاهب اسلامی با یکدیگر وفاق کامل داشته و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اسوه همگان در این مجال می باشد. چنانکه قرآن در خطاب به همه مسلمانان می فرماید: ولکم في رسول الله أسوة حسنة [41]
  5. تقریب تاریخی و تمدنی: تمامی مسلمانان در بسیاری از حوادث تاریخی صدر اسلام به ویژه حوادث عصر رسالت و بعد از آن اتفاق نظر داشته و اختلاف در این حوزه اندک و قابل تفاهم و تقریب است .
  6. تقریب سیاسی: مشترکات بین مسلمانان در حوزه سیاسی نیز به حدی است که امت اسلامی می توانند با اتخاذ موضع گیری مشترک، موجبات شوکت و قدرت اسلام و مسلمین شوند و تهاجم دشمنان اسلام را از ممالک اسلامی دفع کنند چنان که جهان کفر در جهت مبارزه با اسلام و نفوذ در جوامع اسلامی، مواضع یکسانی به رغم اختلافات داخلی با یکدیگر، اخذ می‌کنند.
  7. تقریب اقتصادی: جهان اسلام قادر است بر اساس مبانی مشترک اقتصادی خویش اتحادیه های عظیم اقتصادی را در بین دولت ها و ملت های اسلامی رواج دهد.

و بسیاری از شون دیگر تقریب مانند تقریب علمی – دانشگاهی، تقریب رسانه ای، تقریب هنری، تقریب نظامی، تقریب مالی ، لجستیکی و …. که مورد توجه بزرگان و اثرگذاران در جامعه اسلامی است.

 

تقریب اجتماعی

مهمترین و اساسی ترین و اثرگذارترین، ساحت وحدت امت اسلامی که را به سمت امت واحده رهنمون می‌کند و نتیجه تقریب مذاهب است وحدت اجتماعی است؛ از نظریه های بدیع در زمینه وحدت اسلامی ناظر به وحدت اجتماعی، نظریه آیت الله مبلغی در این باب است. ایشان وحدت اجتماعی را بر هفت اصل: تعارف، برادری، تعایش، تعاشر، تغافل، تعاون و تسابق استوار می دانند

وایشان معتقد است نمی توان عملاً مانع اختلاف بر شریعت شد؛ زیرا مذاهب متفاوتی شکل گرفته‌اند و عملاً و عیناً اختلاف بر شریعت به مثابه یک واقعیت در بستر تاریخ شکل گرفته است از این رو وحدت امت به معنای وحدت فکری و مذهبی نیست بلکه این وحدت به معنای وحدت اجتماعی است. و در این باب می فرمایند : ما باید به سمت تقریب تعایشی برویم… من مطمئنم اگر بیاییم روی این بحث فطری عقلانی، آن هم با آن نصوص اسلامی، ذهنیت های تاریخی، خودش فرو می ریزد. در حالی که در دیگر راهکارها ذهنیت تاریخی اصلا خودش را نمی تواند حذف کند و پاک شود. اگر این نظریه تعایش را برپا کنیم، می توانیم خیلی ذهنیت ها را فرو بریزیم. احترام متقابل، عمل مشترک، و زندگی مشترک می تواند ما را از قرن ها انفصال عبور دهد و به ماقبلش بازگرداند. در غیر این صورت، دیگر گفتمان ها کارایی ندارد.

اصل تعارف

تعارف یا هم شناسی اصطلاحی است که ریشه در قرآن دارد. خداوند متعال تعارف و شناخت را  برای همه بشریت بیان کرده  وآن را، از غایات و اهداف تفاوت در بشر شمرده است، اقوام برای این آفریده شدند که همدیگر را بشناسند و تمایز نژادی و زبانی برای شناخت یکدیگر است، و این تفاوت های در مذهب و نژادو قبله و …  در لسان قرآن به رسمیت شناخته شده است. یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوباً و قبائل لتعارفوا [42]. و به طریق اولی این تعارف و شناخت بین مسلمانان و اجزای امت اسلام ضرورت بیشتری دارد. و شیعه و سنی باید یکدیگر را بشناسند.

تعارف مقدمه تعامل است، و هیچگونه تعامل و ارتباطی بین مسلمانان جز با شناخت از یکدیگر حاصل نمی‌شود. این شناخت که شامل شناخت اندیشه ها و عقاید و اخلاق و احکام و …. نیز هست، اگربه صورت صحیح، میان مسلمین شکل بگیرد بسیاری از اختلافات و تباعدهای القایی از بین می‌برد و سوء تفاهم های مبتنی بر جهل آراء و اندیشه های سایر فرق را فرو می‌ریزد.

اصل برادری

طرح برادری و استفاده از این واژه، از ابتکارات اسلام است. در صدر اسلام پیامبر(ص) به همراه هفتصد و چهل نفر در منطقه «نخیله» حضور داشتند که جبرئیل نازل شد و فرمود: «خداوند میان فرشتگان عقد برادری بسته است. حضرت نیز میان اصحابش عقد اُخوّت بست و هر کس با دیگری که همفکرش بود برادر می شد. مثلاً: ابوبکر با عمر، عثمان با عبدالرحمن، سلمان با ابوذر، طلحه با زبیر، مصعب با ابو ایّوب انصاری، حمزه با زیدبن حارثه، ابودرداء با بلال، جعفر طیّار با معاذبن جبل، مقداد با عمّار، عایشه با حفصه، ام السلمه با صفیّه و شخص پیامبر(ص) با حضرت علی(ص) برادر شدند[43]. قرآن کریم صراحتا مومنان را برادر یکدیگر معرفی نموده، آنها را به اصلاح میان برادران دینی توصیه می‌کند و آن را موجبات رحمت الهی شمرده، می فرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون[44].

روایات فراوانی از پیامبر اکرم(ص)  و حضرات معصومین(ع)  به اصل اخوت و برادری پرداخته؛ اهمیت و حقوق برادران را تبیین نموده است   چنانچه در بیانی اعظم (ص) فرمودند: «مَثَلُ‌ الأَخَوَينِ‌ مَثَلُ اليَدَينِ تَغسِلُ إحداهُمَا الاخرى‌؛ دو برادر دینی همانند دو دست هستند که هر کدام دیگری را می شوید»[45]وامام صادق(ع) می فرماید: « الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ؛ لَايَظْلِمُهُ، وَ لَا يَخْذُلُهُ، وَ لَا يَغْتَابُهُ، وَ لَا يَخُونُهُ، وَ لَا يَحْرِمُهُ». ؛ مسلمان، برادر مسلمان است، هرگز به او ستم نمی کند، او را خوار نمی‌کند، غیبت و خیانت به او نمی‌کند، دست از یاریش بر نمی دارد و »[46].

اصل اخوت اصلی است قرآنی، و به نص قرآن و سبک زندگی نبی مکرم اسلام(ص) و امامان معصوم(ع)  اهل تشیع و اهل سنت با همدیگر برادر دینی هستند. عقل و نقل حکم به اخوت و برادری می‌کند ؛ وظیفه تمام مسلمانان نسبت به یکدیگردر این راستا تعریف می‌شود، تا آنجا که حتی بر اساس تعالیم الهی جنگ و دشمنی ایجاد شده، بین مذاهب سبب از بین رفتن برادری بین مذاهب اسلامی نباید باشد، و قرآن کریم به مسلمین در کنار تکلیفِ دفاع از مظلوم، اصل اصلاح بین‌الاخوه را فرض کرده است.

اصل تعایش

بعد از مسأله شناخت بین امت‌، اصل همزیستی مطرح می‌شود، اصل تعایش و همزیستی از اصول مورد تاکید اسلام است، قران به همزیستی و تعایش مسلمین و حتی غیر مسلمانان توجه نموده درآیاتی مانند: يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا[47] اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه در راه خدا حرکت می کنید، تحقيق كنيد! و بخاطر اينكه سرمايه ناپايدار دنيا  به دست آوريد، به كسى كه اظهار سلام  و دوستی مى‏كند نگوييد: «مسلمان نيستى» و آیه شریفه: لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطين‏[48]  خدا شما را از نيكى كردن و رعايت عدالت نسبت به كسانى كه در راه دين با شما پيكار نكردند و از خانه و ديارتان بيرون نراندند نهى نمى‏كند؛ چرا كه خداوند عدالت‏پيشگان را دوست دارد.

سیره نبی اعظم (ص) و امیرالمونین(ع) در حکومت داری، گواه روشنی بر توجه ویژه ایشان به مساله همزیستی مسالمت آمیز در جامعه اسلامی بوده است و این اهمیت در توصیه های علی (ع) به حکمرانان مشهود است [49]  و امام‌باقر(ع)  در این زمینه می‌فرماید: صلاح جميع التعايش‏ و التعاشر مل‏ء مكيال: ثلثاه‏ فطنة، و ثلث تغافل.[50] صلاح مردم در همزیستی است، و همزیستی و معاشرت چون لیوان پری است؛ که دو سومآن زیرکی (نسبت به نقشه های ووسوسه های دشمن) و یک سوم آن تغافل است .

اصل تعاشر

در رسیدن به تقریب مذاهب اسلامی و وحدت اجتماعی امت اسلام، مهمترین مولفه، حسن معاشرت مسلمین با هم است. اصل تعاشر، که یک اصل مسلّم اسلامی است؛ از اصول اصطیاد شده از قرآن و سنت است. برای توضیح این اصل به چند روایت اشاره می‌شود که مطلب را به وضوح بیان می کند ؛

ثم عاشر خلق اللَّه تعالى كامتزاج- الماء بالاشياء، يودى كل شى‏ء حقه و لا يتغير عن معناه، معتبرا لقول الرسول‏صلى اللَّه عليه و آله و سلم: مثل المؤمن المخلص (الخالص) كمثل الماء  تو بايد، چون آبِ لطيف با بندگان خدا معاشرت‏ و اختلاط كرده، و مانند آب ديگران را تطهير و در آنها تأثير كرده، و خود هرگز از حال و مقام خود تغيير پيدا نكنى! و در اين مورد از كلام رسول الله، عبرت بگير كه فرمودند: مثل مؤمن خالص مانند آب است. [51]

روایت دیگر از امام صادق (ع): حسن المعاشرة مع خلق اللَّه في غير معصيته من مزيد فضل- اللَّه تعالى عند عبده، و من كان خاضعا للَّه في السر كان حسن المعاشرة في العلانية، فعاشر الخلق للَّه تعالى … فاجعل من هو اكبر منك بمنزلة- الأب و الاصغر بمنزلة الولد و المثل بمنزلة الاخ.  همزيستى خوب با مخلوق خدا در غير راه معصيت از زيادتى فضل و لطف الهى است درباره بنده خود، و كسى كه در باطن و پنهانى در مقابل پروردگار متعال خاضع و خاشع است؛ مى‏تواند در ظاهر با مردم همزيستى خوب و مسالمت آميز داشته باشد. ….و در مقام معاشرت، كسى را كه بزرگتر از تو است، از نظر تجليل و احترام و مهربانى، چون پدر خود، قرار بده و كسى كه كوچكتر از تو باشد به منزله فرزند خود بگير، و آنكه همسال تو باشد مانند برادر با او معاشرت نما.[52]

زَيْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: يَا زَيْدُ خَالِقُوا النَّاسَ بِأَخْلَاقِهِمْ صَلُّوا فِي مَسَاجِدِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اشْهَدُوا جَنَائِزَهُمْ وَ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَكُونُوا الْأَئِمَّةَ وَ الْمُؤَذِّنِينَ فَافْعَلُوا فَإِنَّكُمْ إِذَا فَعَلْتُمْ ذَلِكَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِيَّةُ- رَحِمَ اللَّهُ جَعْفَراً مَا كَانَ أَحْسَنَ مَا يُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ وَ إِذَا تَرَكْتُمْ ذَلِكَ قَالُوا هَؤُلَاءِ الْجَعْفَرِيَّةُ- فَعَلَ اللَّهُ بِجَعْفَرٍ مَا كَانَ أَسْوَأَ مَا يُؤَدِّبُ أَصْحَابَهُ.[53]

زيد شحّام از امام صادق(ع) نقل می‌کند حضرت فرمودند: اى زيد با مردم (اهل سنّت‏) با طريقه و آداب آنان معاشرت‏ كنيد، در مساجد آنان نماز بخوانيد، و از بيمارانشان ديدن و احوالپرسى كنيد و بر جنازه‏هايشان حاضر شويد و اگر توانستيد پیش رو و أذان گوى ايشان شويد، حتما اين كار را انجام دهید و  كوتاهى نورزيد، زيرا وقتى شما چنين رفتار مى‏كنيد آنان مى‏گويند: اينان از شيعيان جعفرى هستند، رحمت خداوند بر جعفر بن محمّد، اصحاب خود را مؤدّب پرورش می‌دهد. و اگراینچنین نباشید خواهند گفت: اينان شيعيان جعفرى‏اند، خداوند او را جزا بد دهد كه اصحاب خود را چه بد پرورش داده است‏.

اصل تغافل

تغافل، تسامح و تساهل ازمهمترین اصول و ارکانی است که در جریان تقریب مذاهب اسلامی و وحدت امت برآن استوار است؛ و اساسا همزیستی اجتماعی، تعاشر، تعایش گروه ها و افراد مختلف حتی از یک مذهب و خانواده جز با تغافل نسبت به برخی رفتارها و عقاید به انجام نمی رسد. چنانچه در روایت امام باقر (ع) بیان فرمودند: صلاح جميع التعايش‏ و التعاشر مل‏ء مكيال: ثلثاه‏ فطنة، و ثلث تغافل.  صلاح مردم در همزیستی است، و همزیستی و معاشرت چون لیوان پری است؛ که دو سومآن زیرکی (نسبت به نقشه های ووسوسه های دشمن) و یک سوم آن تغافل است[54]

امام رضا(ع) در روایتی، درباره‌ی سنن و سیره‌ی رسول خدا(ص)، به مساله‌ی تغافل نسبت به خطاهای دیگران اشاره کردند و می‌فرماید: “پیامبر(ص) همواره خوشرو و ملایم و خوش برخورد بود. سخت گیر و بد زبان نبود. نه عیب‌جو بود و نه ستایشگر. در مقابل آنچه دوست نمی‌داشت خود را به غفلت  می‌زد و به روی خود نمی‌آورد.کسی از ایشان نا امید نمی‌شد. سه کار را درباره‌ی مردم انجام نمی‌داد: کسی را مذمت و تقبیح نمی‌کرد، لغزش‌ها و مسایل پنهانی افراد را دنبال نمی‌کرد و در موردی سخن می‌گفت که امید ثواب داشت.[55]

و این تغافل هم عامل رسیدن به وحدت مسلمین که اصلی فرای اصول و راهبردی همیشگی برای جامعه اسلامی است و هم عامل عزت و بزرگی آن کس که تغافل می‌کند چنانچه فرمودند: عظموا اقدارکم بالتغافل عن الدنی من الامور… و لا تکونوا بحاثین عما غاب عنکم، فیکثر عائبکم… و تکرموا بالتعامی عن الاستقصاء، [56]قدر و منزلت خود را با «تغافل» نسبت به امور پست و کوچک بالابرید… و زیاده از اموری که پوشیده و پنهان است تجسس نکنید که عیب جویان شما زیادمی شوند… و با چشم بر هم نهادن از دقت بیش از حد در جزئیات، بزرگواری خود را ثابت کنید

اصل تعاون

پس از تعارف و تعایش و تعاشر وتغافلِ همراه برادری و اخوت اسلامی است، نوبت به اصل تعاون می‌رسد. همکاری وهمراهی مسلمانان با هم، از راهبردهای مورد تاکید اسلام است؛ چنانچه در آیه شریفه می‌فرماید: تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ‏[57]. و این تاکید بر ایجاد الفت و پیوند دوستی میان مؤمنان در احادیث، ناشی از این واقعیت است که تدبیر امور زندگی موقوف بر تشکیل جامعه و تعاون و همکاری افراد است.

امیر المومنین در وصیتی به فرزندان خود می‌فرماید: عَلَيْكُمْ يَا بَنِيَّ بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ التَّبَارِّ وَ إِيَّاكُمْ وَ التَّقَاطُعَ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّفَرُّقَ وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى‏ وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ‏ [58]بر شما باد ای فرزندانم به وصل کردن و بخشش نمودن ونیکی کردن به هم و برحذر باشید از قطع کردن و پشت کردن به هم و تفرقه که خداوند فرموده است يكديگر را بر انجام كارهاى خير و پرهيزكارى يارى نماييد، و يكديگر را بر گناه و تجاوز يارى ندهيد؛ و از خدا پروا كنيد كه خدا سخت كيفر است.

لذا با این تاکیدات دینی بر تعاون، بر هر مسلمانی ضروری است در مسیر خیر و صلاح امت اسلامی با دیگر مسلمانان همکاری و همراهی نماید. و اگر تعاون در جامعه اسلامی شکل بگیرد و مسلمانان با این جمعیت بسیار و منابع سرشار به کمک هم آیند قطعا موجبات پیشرفت اسلام و مسلمین وغلبه بر دشمنان الهی و شیاطین فراهم خواهد آمد.

اصل تسابق

از منظر، نظریه تقریب اجتماعی آخرین مرحله قرابت اجتماعی میان مسلمانان، مرحله تسابق در خیرات است. اصل تسابق نیز چون سایر اصول مطرح شده، اصلی است قرآنی و نافی اختلاف ودرصدد تقریب:  وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ أَيْنَ ما تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَميعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدير[59] ‏ براى هر گروهى قبله‏اى است كه (روى خود) بدان سوى مى‏گردانند، پس (در آن نزاع نكنيد و) به سوى كارهاى خير سبقت جوييد؛ هر جا كه باشيد خداوند همه شما را (به صحنه محشر) خواهد آورد، همانا خداوند بر همه چيز تواناست.

با رهنمودهای دین مبین اسلام، پس از حرکت با همراهی در مسیر صحیح اسلامی، نوبت به سبقت و پیشی گرفتن از یکدیگر در صراط مستقیم است. این سبقت، از آنجا که در مسیر خیر و صلاح، خوبی ها و قرابت ها است؛ هیج  تزاحم و مزاحمتی را ایجاد نمی کند و در این مسیر،راه برای همه باز است وپیشی گرفتن مذهب و گروهی راه را برای پیروان دیگر مذاهب نه تنها نمی‌بندد، بلکه برای آنها راه را هموارتر نیز می‌کند و این تسابق با مسابقه برای دنیا تفاوت ذاتی دارد.

اگر این تسابق بر خیرات بر محور تعارف، برادری، تعایش، تعاشر، تغافل، تعاون شکل بگیرد، امت واحده اسلامی با سرعتی بسیار به اهداف و آرمان های رسول اکرم(ص) حرکت خواهد کرد؛ و جامعه بشری را به حیات طیبه و زندگی الهی، که سعادت دنیا وآخرت در آن است می‌رساند

 

جایگاه حلال در تقریب مذاهب اسلامی

 

با نگاه عمیق به مساله تقریب مذاهب اسلامی و وحدت امت، جایگاه و نقش ویژه‌ی حلال آشکار می شود، زیست حلال حتی با نگاه حداقلیِ معطوف به خوراک، چه رسد با گسترش موضوعی که امروزه دارد، محور تعایش مسلمانان، در تمامی دنیا است، این موضوع جهان شمولِ مبتلابهِ جمیع مسلمین به صورت ساختارمند، هم‌زیستیِ شایسته و بایسته مسلمین را، در کنار هم و با هویت اسلامی شکل می دهد، این وحدت که از خوردنی ها و نوشیدنی ها تا مد و لباس وگردشگری را شامل می شود و در جزیی‌ترین مراتب زندگی جاری و ساری است، بهترین تراث وحدت بخش در زنگی مسلمان است، که با التفات عالمانه می تواند، هم دلی و همبستگی بیشتر امت را موجب شود .

حلال امروز محملی مناسب جهت مذاکرات و مراودات گستره علمی است اعم از علوم دینی و انسانی و تجربی؛ اندیشمندان قرآن و حدیث و فقه فریقین می‌توانند در پرتوحلال به بحث های علمی خود بپردازند. طبیبان مسلمان در مسیر حلال می‌تواند هم فکری‌های مربوط به سلامت را گسترش دهند. دانشمندان علوم غذایی و آزمایشگاهی محطّی برای تبین و به کارگیری علوم خود دارند. اقتصاددانان مسلمان، تجار و بازرگانان کشورهای، در مسیر حلال همگرایی ها را شکل داده و می‌دهند. بسیاری از شخصیت های برجسته اسلامی، حلال می تواند زبان مشترکِ علمی آنان را تشکیل دهد .

مجامع و تشکل های بسیاری نیز با محور موضوع  حلال در میان مسلمانان جهان با ملیت ها ومذهب های مختلف شکل گرفته و در حال گسترش است، این شرکت ها ومجامع وکنفرانس های فراوان که  حتی برخی مانند مؤسسه «استاندارد و علوم وزن و مقياس‌های كشورهای اسلامی(SMIIC)»  متشکل از دولت های اسلامی است؛ در زیر چتر حلال جمع شده اند و  با تفاوت در مذهب به همکاری و فعالیت جمعی مشغول هستند.

علاوه بر جنبه های تقریب بین مذاهب اسلامی، حلال می تواند به عنوان  عاملی، در جهت گفت وگو، تعامل و همکاری بین ادیان  نیز مطرح شود. قرابت حلال اسلامی در خوردنی ها و نوشیدنی ها با برخی از ادیان، خصوصا کوشر در آیین یهود، می تواند به تقویت روابط وتعامل علمی و اجتماعی با آنها بیانجامد، چنانچه امروزه در کشورهای اروپایی یهودیان در صورت عدم دسترسی به محصولات کوشر به سراغ محصولات حلال و بازارهای مسلمانان می روند .

حلال و وحدت اجتماعی

بر اساس نظریه تقریب اجتماعی، که زیست مسلمانان با هم را نقطه کلیدی تقریب مذاهب به حساب می‌آورد، وآن را مبتنی بر  اصول اسلامی تعارف، برادری، تعایش، تعاشر، تغافل، تعاون، تسابق می‌داند؛ زیست حلال، فرهنگ حلال و اساسا واژه حلال نقطه ثقل و مرکز اجتماع امت رسول الله (ص) شده است.

حلال، که امروزه صرفا در غذای حلال، خلاصه نمی شود و با گسترش موضوعی خود شامل: گردشگری و سفر حلال،ورزش و سرگرمی حلال، صوت و تصویر(مدیا)حلال، مد و لباس حلال، دارو و لوازم آرایشی و بهداشتی حلال، مبادلات مالی حلال، تجهیزات پزشکی حلال و … می‌شود؛ یک سبک زندگی مشترک اسلامی را ارایه می‌کند.

سبک زندگی حلال در دنیا مورد اقبال تمام مسلمان از مذاهب مختلف است و عامل هویت بخشی فرهنگی و اجتماعی مسلمانان در برابر غیر مسلمین شده است و اجتماع اسلامی را به وحدت اجتماعی نزدیک کرده است؛ این فرهنگِ استفاده از محصولات حلال و سبک زندگی حلال در کشورهای اسلامی، هم مانعی برای نفوذ فرهنگ منحط غرب است و از سویی دیگر نوعی از زیست اسلامی و حرکت در مسیر اسلام و امت واحده اسلامی را میسر می‌سازد.

حلال برای مسلمانان در بلاد غیر اسلامی، چه ساکن و شهروند آن شهرها باشند؛ مسافر باشند و یا مهاجر یا بومی آن محل،  مهمترین شاخصه هویتی است و هویت شخص مسلمان را معرفی و اعلام می دارد و با حلال است که مسلمان معلوم می‌شود و هویت اسلامی خود را به جهان عرضه می‌کند و این بهره مندی از حلال،  امروزه به ابزار راهبردی، برای تقریب مسلمان، تبلیغ اسلام و عزت مسلمانان تبدیل شده است. و همین عامل خود به وحدت و قرابت و ارتباطات ایمانیِ مسلمان، در بلاد کفر کمک شایانی نموده است.

حلال و اصل تعایش و تعاشر

همزیستی اجتماعی و معاشرت اقوام و افراد  اگر بر اساس قواعد و ضوابط مورد التفات و مورد قبول  افراد یک جامعه باشد؛ همزیستی مسالمت آمیز خواهد بود. و اساسا تعایش، بر مبنای سبک زندگی هم‌گون و هماهنگ شکل می‌گیرد و به همین جهت است که امروزه دنیای کفر تلاش بسیار خود را معطوف بر رواج  سبک زندگی ( Life Style ) غربی و از بین بردن سایر روش های زندگی به کاربرده است.

اما امروزه سبک زندگی حلال، و تعایش بر محور حلال، که از خوراک و پوشاک تا گردشگری و بازی را شامل می‌شود، محور زندگی مسلمانان را تشکیل داده است، این تعایش هم‌گون وهماهنگ و متَّخِذ از اسلام که در قریب به اتفاق عناصر همزیستی، مشترک و یکسان است؛ ثروت ارزشمند و عنصر بی نظیری است برای تقرب هر چه بیشتر مذاهب اسلامی.

حلال شمردن یکسان اطعمه و اشربه، حضور در سفره های یکدیگر و تعاشر با هم  مسلمانان فراهم می‌کند و تلاش واحد آنها برای تولید، توزیع مصرف خوراکی ها و آشامیدنی ها می‌طلبد، و همین مساله حلال تعاشر مسلمانان با جنود شیطان و اصحاب فسق و فجور و سفره های شراب را محدود و حرام اعلام می‌دارد. گردشگری حلال، مسلمانان را به سبکی  خاص از سفر که مشترک میان تمام آنها است و همزیستی آنها را به همراه دارد، سوق می‌دهد.

مد ولباس حلال، اتحاد مسلمانان و هم شکلی و همجهتی و قرابت بیش از بیش آنان را موجب می‌شود. مدیا حلال استفاده از صوت و تصویری مشترکو برآمده از اندیشه ها و احکام اسلامی را برای فعالان فرهنگی و هنری و علاقه مندان مسلمان فراهم می کند. دارو و تجهیزات پزشکی حلال که امروزه در دنیا مورد توجه بسیاری است، وحدت عملی را برای مسلمانان حتی در درمان به وجود می‌آورد.

لذا امروزه تعایش وتعاشر مسلمانان، با عنوان و نام حلال گره خورده است و مشترک بین تمامی مسلمانان است؛ وفارق آنها با سایر ادیان و گروه ها و مهمترین تراث ارزشمند مسلمانان بر ای تقریب و اتحاد اجتماعی و محور تعایش و تعاشر  ایشان با یکدیگر شده است .

حلال و اصل تعاون

حلال و تعاون سیاسی

در مسایل سیاسی نیز امروزه حلال از نقش و جایگاه قابل توجهی برخوردار است در تمامی مجامع بین المللی و دیدارهای سیاسیِ مسولین کشورهای اسلامی، مساله حلال و رعایت پروتکل های مربوط به آن (مانند نبودن مشروب در سفره ضیافت و …)، از دغدغه های مسولین سیاسی کشورهای غیر اسلامی و اسلامی است.

امروزه، اندیشمندان روابط بین الملل، انواع گوناگونی از دیپلماسی (که میتواند جنبه های گوناگونِ حیاتِ سیاسی دولتها و شهروندان را از خود متاثر سازد)، شناسایی و پیرامون آن نظریه پردازی کرده اند. از میان انواع گوناگون دیپلماسی میتوان به دیپلماسی سایبری، دیپلماسی رسانه ای،دیپلماسی اقتصادی و تجاری، دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی عمومی، دیپلماسی شهری وپارادیپلماسی اشاره کرد.

اثرات شگرف حلال در دیپلماسی اقتصادی و تجاری بسیار است و میتوان از آن به عنوان مولفه قدرت در عرصه بین الملل بهره برد و با گسترش تولید،توزیع،مصرف محصولات حلال، توسعه اقتصادی، بسیاری در تجارت بین المللی به دست آورد. در زمینه دیپلماسی عمومی و فرهنگی نیز زبان حلال که شامل خوراک و گردشگری،  لباس، لوازم  آرایشی و …. می‌شود، یک سبک زندگی تمام عیار را شامل است، که برای مسلمانان در کشورهای مختلف و دولت ها اسلامی فرصت شکل گیری مناسبات عمیق فرهنگی،سیاسی را مهیا می کند و ابزاری کارآمد  و راهبردی در اختیار مسلمان قرار می دهد .

از منظر پارادیپلماسی، هویتهای خُرد و فروملی مستقل از حکومت های مرکزی می‌توانند در عرصه بین المللی به نقش آفرینی بپردازند؛ ابزار پارادیپلماتیک می‌توانند زمینه را برای حضور مؤثرتر، ابزارهای رسمی دیپلماسی فراهم کنند. حلال با توجه به ارتباطِ مستقیمی که با سلامت جسم و روان افراد جامعه دارد، می‌تواند یکی از مهمترین بازیگرانِ جدید عرصه پارادیپلماسی به شمار آید. [60]و عامل وحدت سیاسی ملمانان و حتی حکومت های کشورهای اسلامی شود .

حلال و تعاون اقتصادی

جمعیت حدود 2 میلیارد نفری مسلمانان(که با رشد سالانه نیز همراه است)، و بسیاری از غیر مسلمان، که به دلایل مختلف از جمله قرابت مذهبی، جنبه های سلامت و بهداشتِ محصولات حلال، دسترسی و ایمنی این محصولات، این بازار که بازیگران اصلی آن مسلمانان هستند و دارای  مشتریان ثابت و  انحصاری بسیاری است . محملی است بی نظیر برای تعاون و همگرایی اقتصادی امت اسلام .

لذا مسلمانان ابزاری بسیار کارآمد جهت رونق مبادلات تجاری و بازارهای خود دارند و با استفاده از مبادلات حلال می توانند ، به رشد و توسعه جوامع خود کمک نمایند و تعاون اقتصادی اسلام را منصه ظهور رسانند. هم چنین با توجه به رویکرد حلال به مسائل کشاورزی و دامداری و تاکیدات اسلام بر آنها، بازار حلال می تواند از عوامل بسیار موثر در توسعه  دامداری و کشاورزی باشد و عامل رونق تولید محصولات کشاورزی و دامی(که از کالاهای  اساسی و نیازهای استراتژیک است)، برای ملت های مسلمان باشد و عاملی برای تعاون وهمکاری های اقتصادی  در عرصه های بین المللی گردد.

 

حلال وتعاون علمی

حلال امروز محملی مناسب جهت مذاکرات و مراودات گستره علمی میان  است اعم از علوم دینی و انسانی و تجربی؛ اندیشمندان قرآن، حدیث ،فقه و تاریخ  (و سایر رشته های علم دینی )فریقین می‌توانند، در پرتوحلال به بحث های علمی خود بپردازند این تفاهم علمی که با شیوه های علمی و فنی همراه خواهد بود و بر محور حلال که مشترک و مبتلی به مسلمانان است و از دعواها و جنجال ها نیز فاصله بسیاری دارد می‌تواند علاوه بر بحث های و مباحثات علمی در موضوع حلال،الگویی تمام عیار برای ورود به سایر بحث های علمی دینی باشد.

طبیبان مسلمان در مسیر حلال می‌تواند هم فکری‌های مربوط به سلامت را گسترش دهند. دانشمندان علوم غذایی و آزمایشگاهی محطّی برای تبین و به کارگیری علوم خود دارند. اقتصاددانان مسلمان، تجار و بازرگانان کشورهای، در مسیر حلال همگرایی ها را شکل داده و می‌دهند. بسیاری از شخصیت های برجسته اسلامی، حلال می تواند زبان مشترکِ علمی آنان را تشکیل دهد .

مجامع و تشکل های بسیاری نیز با محور موضوع  حلال در میان مسلمانان جهان با ملیت ها ومذهب های مختلف شکل گرفته و در حال گسترش است، این شرکت ها ومجامع وکنفرانس های فراوان که  حتی برخی مانند مؤسسه «استاندارد و علوم وزن و مقياس‌های كشورهای اسلامی(SMIIC)»  متشکل از دولت های اسلامی است؛ در زیر چتر حلال جمع شده اند و  با تفاوت در مذهب به همکاری و فعالیت جمعی مشغول هستند

حلال و تعاون فرهنگی ، تمدن اسلامی

فرهنگ غذا و سبک زندگی حلال و تلاش برای توسعه این فرهنگ؛ زمینه ساز وحدت و موجب تقریب مذاهب اسلامی وعلاوه بر آن آشنایی و استقبال مردم دنیا با فرهنگ و تمدن اسلامی و گرایش آنها به اسلام شده است، لذا از مهمترین عواملی که باعث شده، برخی دولتمردان غربی یا دولتمردان خود فروخته اسلامی به مقابله با نشر فرهنگ حلال بپردازند؛ اثرات و برکات فرهنگی و سبک زندگی اسلامی بر همگرایی مسلمانان و نیز استقبال مردم غیر مسلمان از سبک زندگی حلال است. در سالهای اخیر با گسترش برندهای تجاری در کشورهای مختلف این مطلب به وضوح مشهود است، که همانطور امت اسلام، نسبت به حلال اهتمام دارند،  مردم غیر مسلمان هم به استفاده ازمحصولات حلال روآورده اند. بنابراین دولتمردان کشورهای آنان که نشر وترویج معارف اسلام را مانعی برای نیل به اهداف خود می دانند، احساس خطر کرده و به مقابله با گرایش به حلال می پردازند.

اسلام به عنوان دینی تمدن ساز در منطقه ای ظهور کرد که از هر سو، تمدنهای بزرگ آن را احاطه کرده بود. آیین جدید به سرعت از مرزهای جزیره العرب گذشت و امپراتوریهای بزرگ را به چالش وا داشت، از اندلس در غرب تا مرزهای چین ، در شرق را در نوردید و تمدن و فرهنگی بنا نهاد که نقش مهمی در تاریخ تمدن بشری ایفا کرد[61]در طول تاریخ اسلام نیز پیشوایان و رهبران جهان اسلام تلاش خود را برای تحقق و پدید آوردن تمدن اسلامی بکار برده اند. پس از انقلاب اسلامی امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری (دامت برکاته) نیز نظریه ایجاد تمدن نوین  اسلامی را طرح نموده اند.

هر تمدنی برای شکل گیری نیاز به شاخص ها و مؤلفه هایی دارد و تا زمانیکه این شاخص ها به صورت منسجم و فراگیر جمع نشود نمی‌توان انتظار شکل گیری یک تمدن را داشت، از جمله شاخص های اساسی که زمینه های شکل گیری تمدن اسلامی را فراهم کرده است و موجبات رسیدن به تمدن نوین اسلامی مهیا می‌سازد؛ حلال است؛ با تاثیرات بسیار شرعی و دینی، فردی و جمعی، جسمی و روحی، دنیایی و اخروی، و اثرات کلان بهداشتی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی.

حلال با این جهان شمولی که دارد و زبان مشترک تمامی مسلمانان و بسیاری از غیر مسلمانان است، و با این گستره‌ی موضوعی که برای آن حادث شده است، امروزه به کلید واژه ای پر کاربرد و اثر گذار در طراز جهانی تبدیل شده است، و در راستای نیل به تمدن نوین اسلامی ابزاری کارآمد است و مولفه ای تاثیر گذار؛ چنانچه بیان شد؛ حلال، مناسبات اقتصادی مسلمان و کشورهای اسلامی را رونق بخشیده ،فرهنگ و سیاست مسلمین و امت اسلامی را تحت تاثیر خود قرار داده است و از عوامل هویت بخشی و وحدت وهم‌گرایی امت است. حلال، سبک زندگی طیب و طاهر برای جهان به ارمغان آورده که متضمن سلامت و سعادت شخص و جامعه است.

حلال و اصل تسابق

با بیان تعامل و ارتباط حلال با تقریب اجتماعی و اصل تعاشر، تعایش، و تعاون؛ نوبت به تسابق در حلال و گسترش آن خواهد رسید که اگر این گسترش اتفاق بیفتد و خود عاملی برای رسیدن به تقریب مذاهب و حصول امت واحده خواهد بود

نتیجه گیری

برای نیل به وحدت مسلمان و تقریب مذاهب اسلامی، باید در جهت تقریب اجتماعی، که مهمترین و اساسی ترین و اثرگذارترین، ساحت وحدت امت اسلامی و نتیجه تقریب مذاهب است حرکت کرد این وحدت اجتماعی با هفت اصل: تعارف، برادری، تعایش، تعاشر، تغافل، تعاون و تسابق استوار خواهد شد؛  و با این نگاه دقیق و عمیق وعریق به مساله وحدت، جایگاه و نقش ویژه‌ی حلال واضح و روشن می شود، زیست حلال حتی با نگاه حداقلیِ معطوف به خوراک، چه رسد با گسترش موضوعی که امروزه دارد، محور تعایش  و تعاشر مسلمانان، در تمامی دنیا است، این موضوع جهان شمولِ مبتلابهِ جمیع مسلمین به صورت ساختارمند، هم‌زیستیِ شایسته و بایسته مسلمین را، در کنار هم و با هویت اسلامی شکل می دهد، این وحدت که از خوردنی ها و نوشیدنی ها تا مد و لباس وگردشگری را شامل می شود و در جزیی‌ترین مراتب زندگی جاری و ساری است،  و تعاون و همکاری های اقتصادی، فرهنگی،علمی، سیاسی؛ بهترین تراث وحدت بخش در زنگی مسلمان است، که با التفات عالمانه می تواند، هم دلی و همبستگی بیشتر امت را موجب شود .

 

 

پاورقی

ابن فهد حلى، احمد بن محمد عدة الداعي و نجاح الساعي‏s.l., دار الكتب الإسلامي‏,1407 ق‏.

ازهرى، محمد بن احمد تهذيب اللغةبیروت,دار احياء التراث العربي‏,1421ه.ق.

جوهرى، اسماعيل بن حماد الصحاح‏بیروت,دار العلم للملايين‏,1376ه.ق.

راغب اصفهانى، حسين بن محمد مفردات ألفاظ القرآن‏بیروت,دار القلم,1421ه.ق.

نجفى، بشير حسين، بحوث فقهية معاصرة نجف اشرف,دفتر حضرت آية الله نجفى,1427‍ ق.

ابن البطريق خصائص الوحي المبينقم ,دار القرآن الكريم,1417ق .

ابن بابويه، محمد بن على‏ الخصال‏قم,جامعه مدرسين‏,1362 ش‏.

عيون أخبار الرضا عليه السلام‏تهران,نشر جهان‏,1378 ق‏.

ابن دريد، محمد بن حسن‏ جمهرة اللغةبیروت,دار العلم للملايين‏,1988 م‏.

ابن سيده، على بن اسماعيل‏ المحكم و المحيط الأعظم‏بیروت,دار الكتب العلمية,1421 ق‏.

ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏ تحف العقول‏قم,جامعه مدرسين‏,1404 ق .

ابن منظور، محمد بن مكرم‏ لسان العرب‏بيروت‏,دار صادر,1414 ه. ق‏.

الشيخ محمد علي الأنصاري الموسوعة الفقهية الميسرةبیروت,مجمع الفكر الإسلامي,1415 ق .

آشوری، داریوش دانشنامه سیاسی s.l.,نشر مروارید,1387.

بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله‏ عوالم العلوم و المعارف والأحوال من الآيات و الأخبار و الأقوال( مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجوادقم,مؤسسة الإمام المهدى عجّل الله تعالى فرجه الشريف‏,1413ش .

بدرى، تحسين‏ معجم مفردات أصول الفقه المقارن‏تهران,المشرق للثقافه و النشر,1428 ق‏.

بررسی تطبیقی احکام ذبح شرعی در دین اسلام و یهود محسن پیش آهنگ،وحید مهدوی مهرتهران,مرکز ملی تحقیقات حلال جمهوری اسلامی ایران,1398,پژوهش نامه حلال,Vol. 2.

بررسی عوامل فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در تهیه غذای حلال دستمراد،جواد,غیبی هادیتهران,مرکز ملی تحقیقات حلال جمهوری اسلامی ایران,1401 ش,پژوهش نامه حلال,جلد 1.

بستانى، فواد افرام‏ فرهنگ ابجدي‏تهران‏,اسلامي‏,1375 ش.

پاينده، ابو القاسم‏ نهج الفصاحة( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول صلى الله عليه و آله)تهران,دنياى دانش‏,1382 ش ‏.

تسخیری، محمد علی تقریب در اندیشهها و وحدت در عملقم,مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی,1391 ش .

تغییر رویکردهای پارادیپلماسی در دورانِ پساکرونا با تاکید بر صنعتِ غذای حلال جزایی،محدثه ,صباغ کالته حسینی،الهام1,تهران,مرکز ملی تحقیقات حلال جمهوری اسلامی ایران,1399,پژوهشنامه حلال,Vol. 3.

تهانوى، محمدعلى بن على‏ كشاف اصطلاحات الفنون‏بیروت‏,مكتبة لبنان ناشرون‏,1996 م‏.

جوهرى، اسماعيل بن حماد الصحاحs.l., دار العلم للملايين‏,1376 ه. ق‏.

حسن، خالد رمضان‏ معجم أصول الفقه‏ قاهره‏,مطبعه المدني‏,1418 ق‏.

حميرى، عبد الله بن جعفر قرب الإسنادقم,مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏,1413 ق‏.

خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران صحیفه امامتهران,مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س),1378.

رسالة التقریب المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیةقم ,المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیة,1428ق,Vol. 62.

شريف الرضي، محمد بن حسين‏ نهج البلاغة( للصبحي صالح)rl,هجرت‏,1414 ق‏.

شيخ حر عاملى، محمد بن حسن‏ تفصيل وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعةقم‏,مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏,1409 ق ‏.

طريحى، فخر الدين بن محمد مجمع البحرين‏تهران,مرتضوي‏,1375 ه. ش‏.

طوسى، محمد بن الحسن‏ الإستبصار فيما اختلف من الأخبارتهران,دار الكتب الإسلامية,1390 ق‏.

عبدالله‏عسكرى،حسن بن الفروق في اللغةبیروت,الفروق في اللغة,1400 ه.ق.

عثمان، محمود حامد القاموس المبين في إصطلاحات الأصوليين‏رياض‏,دار الزاحم‏,1423 ق‏.

‏ابن فارس، احمد بن فارس معجم مقاييس اللغه‏قم,مكتب الاعلام الاسلامي‏,1404 ه.ق.

فراهيدى، خليل بن احمد کتاب العینقم ,نشر هجرت,1409 ق.

فيروز آبادى، محمد بن يعقوب‏ القاموس المحيط بيروت‏,دار الكتب العلمية,1415 ه. ق‏.

فيض كاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى‏ الوافیاصفهان,كتابخانه امام أمير المؤمنين على عليه السلام‏,1406 ق‏.

فيومى، احمد بن محمد المصباح المنير فى غريب الشرح الكبير للرافعى‏ قم‏,موسسه دار الهجرة,1414 ه. ق‏.

قرشى، على اكبر قاموس قرآن‏تهران‏,دار الكتب الاسلاميه‏,1371 ه. ش‏.

قمی، محمدتقی قصة التقریبتهران,المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الاسلامیة,2007 م .

كلينى، محمد بن يعقوب‏ الکافی تهران‏,دار الكتب الإسلامية,1407ق .

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار( ع)بیروت,دار إحياء التراث العربي‏,1403 ق‏.

مجمع التقریب بین المذاهب الاسلامیه و چهارمین کنفرانس وحدت اسلامی واعظ زاده خراسانی، محمدرضویپژوهش هاس آستان قدسبنیادed..مشهد,s.n.,1369 ش,مجله مشکو‌ة,Vol. 28.

محمدابناثير، مبارك بن النهاية في غريب الحديث و الأثرقم,موسسه مطبوعاتي اسماعيليان‏,1367 ه. ش‏.

مرتضى زبيدى، محمد بن محمد تاج العروس‏بيروت‏,دار الفكر,1414 ه. ق‏.

مشكينى اردبيلى، على‏ اصطلاحات الأصول و معظم أبحاثهاقم,الهادي‏,1374 ش‏.

مصطفوى، حسن‏ التحقيق فى كلمات القرآن الكريم‏ بيروت- قاهره- لندن‏,دار الكتب العلمية- مركز نشر آثار علامه مصطفوي‏,1430 ه. ق‏.

مفيد، محمد بن محمد الأماليقم,كنگره شيخ مفيد,1413 ق‏.

مکارم شیرازی، ناصر پیام امام امیر المومنین علیه السلامتهران,دار الکتب الاسلامیه,1375 ش.

منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم عليه السلام‏ مصباح الشريعة / ترجمه مصطفوى‏حسن‏مصطفوى،علامه مترجم.تهران,انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران‏,1360.

مهنا، عبد الله على‏ لسان اللسان‏ بيروت‏,دار الكتب العلمية,1413 ق‏.

هاشمی رفسنجانی،اکبر تفسیر راهنماقم,بوستان کتاب (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم),1386.

هروى، محمد بن يوسف‏ بحر الجواهر معجم الطب الطبيعي‏قم,جلال الدين‏,1387 ش‏.

یوسف،قرضاوی الحلال و الحرام فی الاسلامقاهره,مکتبه وهبه,11311ه.ق.

يزدى، سيد محمد كاظم طباطبايى العروة الوثقى فيما تعم به البلوى( المحشى)قم,دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم‌,1419 ق.

 

 

[1] .  (ابن سيده، على بن اسماعيل‏,1421 ق‏)  ج2 ص 525

[2] (طريحى، فخر الدين بن محمد,1375 ه. ش‏)

[3] ( ازهرى، محمد بن احمد,1421ه.ق)

[4] ( ازهرى، محمد بن احمد,1421ه.ق)

[5] (مرتضى زبيدى، محمد بن محمد,1414 ه. ق‏)

[6] ( راغب اصفهانى، حسين بن محمد,1421ه.ق)، ج‏1، ص532

[7](مهنا، عبد الله على‏,1413 ق‏)

[8] (بستانى، فواد افرام‏,1375 ش)

[9] (مصطفوى، حسن‏,1430 ه. ق‏)

[10]  الحرام هو القسم الثالث من أقسام الحكم التكليفى و الحرام هو ما طلب الشارع الكف عنه على وجه الحتم و الإلزام، فيكون تاركه مأجورا مطيعا، و فاعله آثما عاصيا (حسن، خالد رمضان‏,1418 ق‏)

[11] (ابن دريد، محمد بن حسن‏,1988 م‏)

[12] (بستانى، فواد افرام‏,1375 ش)

[13] (قرشى، على اكبر,1371ش.   ج 5 ص 299)

[14] : «إذا رفع الفرسُ يدَيهِ معاً وَوَضَعَهُمَا معاً فذلکَ التقريبُ وَإذا رَجَمَ الأرضُ رَجماً فَهُوَ التَّقريبُ» (ابن منظور، محمد بن مكرم‏,1414 ه. ق‏)

[15] (مصطفوى، حسن‏,1430 ه. ق‏)

[16]  محاولة جادة لتعزيز الروابط بين أتباع هذه المذاهب من خلال تفهّم الاختلافات الواردة بينها ونزع آثارها السلبية وليس إزالة أصل الاختلاف من البين؛ (قمی، محمدتقی,2007 م ص. 15)

[17] التقريب يعني أن يتّحد المسلمون علی أصول الإسلام وأن يعذّر بعضهم بعضاً في أفهامهم ما دامت تحتمل ذلک، وهو دعوة إلی التعاون علی البرّ والتقوی لإصلاح المسلمين؛ (رسالة التقریب,1428ق)

[18] إنّما المراد من التقريب، هو التقريب بين القادة للمذاهب وبالتالي بين القادة وأتباعهم، وذلک من خلال رسم الخطوط العريضة المشترکة التي تجمع المذاهب الإسلامية في مجالي العقيدة والشريعة وأنّه لو کان هناک خلاف فيهما فهو بالنسبة إلی الأمور المتّفق عليها قليل جداً؛ (ابن البطريق,1417ق ص. 13)

[19] (مجمع التقریب بین المذاهب الاسلامیه و چهارمین کنفرانس وحدت اسلامی,1369 ش)

[20] (تسخیری، محمد علی,1391 ش ص. 94 )

[21]  . آل عمران: 103

[22] حجرات: 10

[23] أنبياء: 92

[24] آل عمران: 110

[25] بقره : 143

[26] آل عمران: 200

[27] المایده :2

[28] المایده :56

[29] الانفال: 63

[30] (مکارم شیرازی، ناصر,1375 ش)ج 14 ص 578

[31] الاعراف : 138

[32] (الشيخ محمد علي الأنصاري,1415 ق ص. 34 )

[33] (خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران,1378 پيام به زائران بيت‌الله الحرام، 7/7/58)

[34]   بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار شركت كنندگان در همايش كنفرانس وحدت اسلامی ۳۰ /مرداد/ ۱۳۸۵

[35]  الأنفال : 46

[36]  انبیاء: ۹۲

[37] توبه: ۷۱

[38]  حجرات: 10

[39] (الشيخ محمد علي الأنصاري,1415 ق ص. 34 )

 

[40] مفهوم این اصل محوری در فقه آن است که قرآن و سنت دو منبع اصلی در استنباط احکام شریعت بوده و رأی و فتوای هر یک از مجتهدان برای خود و پیروانشان حجّت می باشد. چنانکه امام مالک بن أنس می گفت: «فإنّما أنا بشر أصيب وأخطئ فأعرضوا قولي علی الکتاب والسنة» و امام شافعی: «إذا صحّ الحديث بخلاف قولي فأضربوا بقولي الحائط» وأبو حنيفه: «هذا رأيي وهذا أحسن ما رأيت فمن جاء برأي غير هذا قبلناه؛ حرام علی من لم يعرف دليلي أن يفتي بکلامي»  مناظرات في العقايد والأحکام، الشيخ عبدالله الحسن، ج 2، ص 302. به نقل از:   https://taqrib.ir/fa/article

[41] احزاب: 21

[42] حجرات: 13

[43] (مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏,1403 ق  .ج 38، ص 335)

[44]  حجرات:10

[45] (پاينده، ابو القاسم‏,1382ش  .‏ص720)

[46] (كلينى، محمد بن يعقوب‏,1407ق   ج 3 ص 429)

[47]   النساء : 94

[48]  الممتحنة : 8

[49] (شريف الرضي، محمد بن حسين‏,1414 ق‏) نامە 53 :565 -591

[50](بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله‏,1413ش   ج 19 ص 189)

[51] (منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم عليه السلام‏,1360ص. 44)

[52] (منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم عليه السلام‏,1360ص. 187)

[53] (شيخ حر عاملى، محمد بن حسن‏,1409 ق.  ج 8 ص 430 ‏)

[54](بحرانى اصفهانى، عبد الله بن نور الله‏,1413ش   ج 19 ص 189)

[55] (ابن بابويه، محمد بن على‏,1378 ق   ج 1 ص318 ‏)

[56] (ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏,1404 ق ص. 224)

[57]  المائدة :  2

[58] (كلينى، محمد بن يعقوب‏,1407ق    ج 7 ص 52)

[59]  البقره : 148

[60] (تغییر رویکردهای پارادیپلماسی در دورانِ پساکرونا با تاکید بر صنعتِ غذای حلال,1399)

[61]  (ضرورت بازشناسی تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی,پاييز 1379)

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *