جلسۀ دوم
موضوع:
جلسه با دکتر صیادی (مسئول دانشکده شرح)
سخنرانها:
- حجتالاسلام حامد صادقی
- دکتر صیادی (رئیس اندیشکده شرح )
- سید محمدسجاد هاشمی
- سید امیر حجازی
سایر حضار:
- علی قبادی اصل
- محمدمهدی مالکی
28 مهر 1404
بیانات
سید امیر حجازی: جمهوری اسلامی از همان نامۀ امام، این جریان «حلال» را آغاز کرد، پس از آن، این روند در نمایندگی ولیفقیه در وزارت جهاد کشاورزی ادامه یافت. به این معنا که نظارت بر صیدوذبح، چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور، ازطرف این نمایندگی ولیفقیه انجام میشد.
در ابتدا آقای مبلغی مسئولیت این امر را بر عهده داشتند و پس از ایشان آقای رشاد این مسیر را ادامه دادند؛ اما چندان موفق نبودند؛ زیرا سازمان استاندارد سهمی برای فقه قائل نبود. پس از آن، مرکز تحقیقات سازمان غذا و دارو وارد این حوزه شد و حتی قانونی نیز برای ورود به جریان حلال به تصویب رسید؛ اما متأسفانه در آن بخشها نیز پیشرفت چشمگیری حاصل نشد. اتاق بازرگانی نیز سالهاست که آرم حلال مالزی را روی برخی محصولات ارائه میدهد. پیشتر برای این امر هزینه دریافت میکرد؛ اما درحالحاضر چنین هزینهای دریافت نمیشود.
آسیبشناسی ما در بحث حلال این است که در حوزۀ نیروی انسانی، بهویژه در بُعد علمی تدوین و اقامۀ سند، با چالش مواجه بودهایم. درحالیکه این سند برای تحقق سبک زندگی حلال بسیار مؤثر است و میتواند هماهنگی لازم را در بخشهای مختلف ایجاد کند. فرایند تدوین سند از زمان ابلاغ دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی آغاز شد و مدتی طول کشید تا سازوکار کاری برای تدوین آن شکل بگیرد.
در معاونت حوزۀ علمیۀ مروی، به دستور آیتاللّه تحریری، دبیرخانهای تشکیل شد که دو معاونت علمی و اجرایی و دو گروه همراه رسانهای و علمی دارد. البته هنوز در حوزۀ رسانهای فعال نشدهایم و درحالحاضر «لجنۀ علمی حلال» بازوی دبیرخانه محسوب میشود.
درنتیجه، آسیبشناسیای که در حوزۀ حلال انجام دادیم، به این جمعبندی رسیدیم که نخستین و اساسیترین مسئله، فقدان نیروی انسانی متخصص است. نیروی انسانیای که بهصورت تخصصی در زمینۀ حلال فعالیت کند. در این حوزه لازم است هم حوزۀ علمیه و هم دانشگاه فعال شوند. به این معنا که ترکیبی از متخصصین دانشگاهی و فقها در کنار یکدیگر تربیت و بهکار گرفته شوند. درحالحاضر، برای هر حوزۀ تخصصی، کارگروههایی تعریف شده است که در مجموع حدود چهارده کارگروه را شامل میشود.
دکتر صیادی : کارگروههای شما چه هستند؟ آیا پاورپوینت یا تصویر آمادهای وجود دارد که بتوان آن را مشاهده کرد؟
سید امیر حجازی: بله؛ آماده است.
محمدسجاد هاشمی: ما کالک (طرح اولیه) نیز آماده کردهایم، که اگر آن را مشاهده بفرمایید، مفید خواهد بود.
(بازدید از نظام موضوعات و کالکهای حلال)
سید امیر حجازی: در حوزۀ علمیه نیز، با توجه به اینکه مرکز پژوهشی آن ذیل مرکز پژوهشهای قم تعریف میشود، از حیث ساختاری کارهای تحقیقاتی در این زمینه آغاز شده است تا کار فقهی و علمی بهصورت منسجم انجام شود. در همین مسیر، حلقههایی از طلاب تا اساتید تشکیل دادهایم تا این مباحث بهصورت تدریجی و نظاممند پیش برود.
بحث دیگری که همزمان دنبال کردهایم، موضوع سند ملی حلال است. این لجنه زمینهای شد تا تولیت محترم مدرسۀ مروی اعلام آمادگی کنند که تدوین سند ملی حلال را بر عهده بگیرند و در پاسخ به این اعلام آمادگی، آقای خسروپناه نیز تدوین این سند را واگذار کردند.
دکتر صیادی: در واقع، دو شأن و دو کارکرد متفاوت وجود دارد: یکی سند ملی حلال که قرار است در فضای شورای عالی مطرح شود و دیگری بحثهای فقهی که در فضای تخصصی فقه دنبال میشود. این فضا میتواند بسیار گسترده باشد. اگر بخواهیم بهصورت کلی نگاه کنیم، دایرۀ بحث حلال بسیار وسیع است و میتوان آن را در دو شأن کلی اقتصادی و غیراقتصادی دستهبندی کرد.
من ناظر به سند صحبت میکنم، سندی که در شورای عالی انقلاب فرهنگی مطرح میشود و ماهیت آن، ماهیتی اجتماعی ـ فرهنگی است. اگر به ساختار شورا دقت کنید، ستادهایی مانند تعلیموتربیت، خانواده، فرهنگی ـ اجتماعی و بهتازگی سلامت و علم و فناوری را میبینید که ذیل هریک از آنها اسنادی تهیه میشود تا در این ساحت پرورش یابد و در ادامه به فضای فتوا و اجرا متصل شود.
در فضای سندی، هنگامیکه میخواهیم در بخش «بیان مسئله» موضوع را تبیین کنیم، احتمالاً میتوانیم دستهبندی خود را براساس میزان اهمیت و ضرورت مسئله انجام دهیم. این ضرورت میتواند از آن جهت باشد که پدیدههایی را در جامعه مشاهده میکنیم که در تعارض با جامعۀ حلال اسلامی قرار دارند، درحالیکه در جوامع بیرونی چنین قاعدهای وجود ندارد که همهچیز الزاماً حلال و پاک باشد؛ چراکه آن فضا اساساً سکولار است. ازاینرو، استفاده از تجربیات آنها نیز میتواند مفید باشد.
در این بخش، میتوانیم در توصیف وضعیت، بیان کنیم که با چه چالشهایی مواجه شدهایم و تصویر ما از جامعه و مسائل آن چیست؛ چراکه گاهی از موضوع به مسئله میرسیم و گاهی از مسئله به موضوع.
برای مثال، در فضای «BOD»ها، در پنج سال اخیر با پدیدهای مواجه شدهایم که پیش از این وجود نداشته است. این موضوع اکنون به مسئلۀ مهم و جدی تبدیل شده است و میتوان آن را ذیل حوزۀ فرهنگ و هنر بررسی کرد. یا در مورد مسئلۀ ژلاتین، که پیشتر بسیار مطرح بود، اکنون اگر بررسی کنیم، میبینیم که موضوعات و مصادیق جدیدتری نیز بهوجود آمده است.
بنابراین، مسئله این است که جامعه را چگونه توصیف میکنیم، مسائل اصلی ما کداماند و با چه چالشهایی مواجهیم و در چه حوزههایی قصد پیشگیری داریم.
یکی از دلایل تدوین سند، وجود ظرفیتهایی است که قصد توسعهشان را داریم. گاهی نیز مسئله یا چالشی وجود دارد، که لازم است ازطریق سند به مدیران و مسئولان هشدار داده شود، تا از انحراف مسیر در آینده پیشگیری شود.
این توصیف باید کاملاً عملیاتی و جامعهشناختی باشد. برای مثال، در شهر تهران حدود ۵۲ «مال» تأسیس شده است که این موضوع در برخی حوزهها آسیبهایی پدید آورده و به مسئلهای تبدیل شده است. اکنون باید دید چه کسانی این الگو را توزیع، تکثیر و تولید میکنند. یکی از مصادیق آن همین مالها هستند که باید بررسی شود تا تمرکز روی چه محصولاتی صورت گرفته است. برای مثال، یهودیان بهصورت تخصصی بر حوزۀ غذا تمرکز کردهاند. این تمرکز به چه دلیل است؟ برای تغییر استعدادها، ذائقهها و سبک زندگی. بهگونهای که انسانِ حاصل از این فرایند، دیگر آن انسان مقاوم و برخوردار از ویژگیهای مطلوب نخواهد بود. این موارد باید شفاف و دقیق در بخش «بیان مسئله» سند منعکس شود.
سید امیر حجازی: در تدوین سند، ابتدا مدتی زمان صرف شد تا محدودۀ مفهوم حلال مشخص شود و این مسئله جا بیفتد که حلال صرفاً محدود به غذا و آشامیدنی نیست. این رویکرد، در سطح جهانی نیز درحال پیگیری است. برای مثال، موضوعاتی مانند گردشگری حلال و مد حلال مطرح شدهاند.
در بررسی و رصد ساختارهایی که وظیفۀ هماهنگی ابعاد مختلف حلال را بر عهده دارند، به این نتیجه رسیدیم که این ساختارها از یکسو ساختار مناسبی برای مدیریت حوزۀ حلال ندارند، ازسوی دیگر کار علمی جدی در این زمینه انجام نمیدهند و علاوهبر این، دچار موازیکاریاند.
دکتر صیادی: لطفاً مثال بزنید.
سید امیر حجازی: درحالحاضر سه برند در این حوزه وجود دارد؛ یکی در سازمان استاندارد، دیگری در اتاق بازرگانی و سومی در سازمان غذا و دارو. هریک از این نهادها بهصورت مستقل نشان یا آرم حلال مخصوص به خود را استفاده میکنند.
دکتر صیادی: یعنی شما قصد دارید یکسانسازی کنید؟ چون کارکرد آنها در واقع یکسان است.
سید امیر حجازی: بله، هدف این است که برندی واحد شکل بگیرد. برندی که متعلق به جمهوری اسلامی باشد و در سطح بینالمللی نیز از شأن و جایگاه برخوردار باشد. در این صورت، اگر محصولی با عنوان «حلال جمهوری اسلامی» معرفی شود، در بسیاری از کشورها معتبر شناخته خواهد شد.
دکتر صیادی: یعنی نوعی برند ایجاد میشود. مشابه کاری که برخی شرکتها انجام میدهند، مانند شرکت کاله که محصولات خود را به کشورهایی ازجمله عراق و آلمان صادر میکند.
حجتالاسلام حامد صادقی: البته این موضوع صرفاً محدود به کالاهای داخلی نیست. همانطورکه امروز مالزی در کشور ما برند حلال خود را معرفی و عرضه میکند، ما نیز میتوانیم با حرکت مناسب و با انجام کار شایسته، از بسیاری از کشورها پیشی بگیریم.
درحالحاضر، استانداردهای مالزی عملاً بهعنوان پایۀ استانداردهای حلال در دنیا شناخته میشوند؛ درحالیکه ایران باید در این جایگاه قرار بگیرد. این امر با انجام کارهای شایسته، دستکم در حوزه استانداردها، قابلتحقق است، چه برسد به حوزۀ محصول یا خدمات.
دکتر صیادی: این موضوع میتواند یکی از ایدههای پیشران باشد؛ ایدهای که درعینحال ماهیت ترویج فرهنگ ما را نیز در خود دارد.
حجتالاسلام حامد صادقی: هنگامیکه میگوییم در سند باید نحوۀ توزیع قدرت و حکمرانی را نیز مشخص کنیم، به این دلیل است که اولاً حکمرانهای ما در این حوزه ناکارآمدند.
ثانیاً دچار موازیکاریاند و ثالثاً رویکردی بخشی دارند. اگر این وضعیت به هماهنگی اجتماعی و وحدت رویه تبدیل شود، موجب همافزایی میان این نهادها میشود و درنتیجه، زمینۀ رشد و توسعه در عرصۀ بینالمللی را برای ما فراهم میکند.
حجتالاسلام حامد صادقی: حالا بیایید کار شما را مشاهده کنیم. درحالحاضر تمرکز ما روی سند است و بحثها نیز حول همین محور انجام میشود.
دکتر صیادی: بحث دیگری نیز وجود دارد، اینکه ما میخواهیم گسترۀ حلال بهدرستی مشخص شود، بهگونهای که اهمیت حلال در موضوعات مختلف، بهتر جریان پیدا کند و این مسئله در جامعه نهادینه شود. ازسوی دیگر، لازم است ساختار هماهنگکنندهای در داخل کشور ایجاد کنیم.
همچنین باید نهاد پشتیبان علمی شکل بگیرد. نهادی علمی، که از قوت علمی برخوردار باشد، مشابه حوزۀ علمیه، تا بهصورت مستمر مسائل نوپدید را دنبال کند. برای مثال، موضوعاتی مانند استانداردهای حلال باید همواره موردتوجه این نهاد قرار گیرد و این نهاد در قبال آنها دغدغه و مسئولیت پاسخگویی داشته باشد.
درحالحاضر، در حوزۀ فقه و فقه معاصر کارهایی درحال انجام است؛ اما صدور فتوا و مباحث فقهی با این موضوع متفاوت است که ما در صحنۀ عمل، استانداردهای عینی و مشخص داشته باشیم.
دکتر صیادی: یکی از مشکلات ما در کشور این است که ساختارهایمان بخشیاند و اصلاح آنها نیز بهسادگی امکانپذیر نیست. یکی از روشهای اصلاح این وضعیت آن است که چنین کارهایی طراحی شود و چند حلقۀ کلیدی در نظر گرفته شود.
برای مثال، در حوزه ممکن است ۲۶ نهاد مسئول باشند، در چنین شرایطی باید روی پنج نهاد کلیدی تمرکز کرد و آنها را بهعنوان ارکان و ستونهای اصلی در نظر گرفت. سپس باید بررسی شود که این امور درحالحاضر چگونه انجام میشود: آیا اصلاً انجام میشود یا دربارۀ آن غفلت شده است؟ آیا بهصورت ناقص و نیمهکاره انجام میشود؟
این موضوعات نیز نیازمند برنامهریزی است. هنگامیکه سند نوشته میشود، در مرحلۀ اجرا با مسائل و پیچیدگیهای خاصی مواجه میشویم و لازم است نگاه واقعبینانه و امکانسنجی در قبال آن وجود داشته باشد. در واقع، ظرفیتهای دستگاههای اجرایی و نظام کارشناسی کشور از مدیران نیز مهمتر است. باید دید در نظام کارشناسی چه موضوعاتی اهمیت دارد، گاهی ممکن است اساساً موضوعی برای آنان مسئله نباشد و لازم باشد تولید مسئله صورت گیرد.
در برخی موارد نیز ظرفیت قانونی وجود دارد و کار درحال انجام است؛ اما لازم است گامی فراتر برداشته شود. در اینجا با راهبردهایی مانند راهبردهای ایجادی، ترمیمی، اصلاحی و موارد مشابه مواجهیم. برخی اقدامات باید از ابتدا ایجاد شوند که این کار دشوار است. برخی دیگر ماهیت ترمیمی یا اصلاحی دارند؛ یعنی باید همان رویۀ موجود در سیستم اصلاح یا ترمیم شود. نوع سوم نیز راهبردهای تضعیفیاند؛ یعنی رویهای وجود دارد که بهتدریج باید کنار گذاشته شود و از میان برود.
(مشاهدۀ نامههای دستور تدوین سند ملی حلال)
سید امیر حجازی: یکی از چالشهای ما در حوزۀ حلال این است که این حوزه ابعاد و بخشهای متعددی دارد و سازمانهای مختلف هریک مشغول انجام وظایف خود هستند. در چنین شرایطی، افزودن بخش جدیدی به وظایف آنها کار سادهای نیست.
چالش دیگر، برقراری ارتباط با ساختار بروکراسی اداری است. همچنین حوزۀ علمیه، بهمثابۀ پشتیبان علمی این حوزه، باید ارتباط علمی مستمر با این فرایند داشته باشد تا این موضوع از مباحث علمی جدا نشود و صرفاً به موضوع اقتصادی ــ همانند آنچه در برخی کشورهای دیگر مشاهده میشود ــ تبدیل نشود.
مسئلۀ بعدی این است که اگر بخواهیم این مجموعهها را با یکدیگر هماهنگ کنیم، باید مشخص شود که ساختار آن چگونه طراحی شود. بهگونهای که بتواند در درون سازمانها نفوذ پیدا کند و حضور مؤثر و پایداری داشته باشد. درعینحال، این ساختار باید در حوزه پشتیبانی علمی نیز پایدار باشد؛ اما چابک عمل کند و بهسمت ایجاد ساختارهای سنگین و پیچیده حرکت نکند.
دکتر صیادی: در کارگروهها تا چه مرحلهای پیش رفتهاید و چه مدت است که فعالیت آنها آغاز شده است؟
سید امیر حجازی: فعالیت کارگروهها از ابتدای تابستان آغاز شده است. در ابتدای کار، مدتی زمان صرف شد تا سازوکار تدوین مشخص شود. برایناساس، مقرر شد در هر کارگروه، حضور استاد حوزه و طلبه الزامی باشد. همچنین، مدیریت کارگروه به متخصص موضوع سپرده شود تا با شناسایی افراد صاحبصلاحیت، از ظرفیت آنان در چارچوبهای قانونی بهرهبرداری شود.
دکتر صیادی: اعضا در کارگروهها دقیقاً چه وظایفی را بر عهده دارند؟
سید امیر حجازی: برای مثال، در حوزۀ درمان، کارگروهها به استخراج استانداردهای حلال میپردازند. در این مسیر، از متخصصین آن حوزه، ازجمله پزشکان و مسئولان مرتبط، سؤال میشود که در حوزۀ کاری خود چه بخشها و عرصههایی را مرتبط با مفهوم حلال میدانند.
حجتالاسلام حامد صادقی: ما در کارگروهها، تقریباً به «نظام مسائل» دست یافتهایم. البته هدف ما از تشکیل کارگروهها صرفاً تدوین سند نبوده؛ بلکه نگاه ما معطوف به مرحلۀ پساسند نیز بوده است. مقصود این بوده که پیش از تصویب سند، به بهانهای بتوانیم ریشههای این گفتمان را در ساحتهای مختلف بدوانیم؛ یا به تعبیر دقیقتر، بتوانیم «اصحاب حلال» را شناسایی کنیم. تمرکز اصلی ما بر ایجاد این فضا بوده است، هرچند در کنار آن، نظام مسائل نیز استخراج شده است که حاصل درگیری عملی با موضوع در حوزههای مختلف است.
دکتر صیادی: آیا مشخص است حجم این مسائل چقدر است و شامل چه موضوعاتی میشود؟
حجتالاسلام حامد صادقی: در قالب حوزههای مختلف به جمعبندی نسبی رسیدهایم؛ با این توضیح که کلیت مسائل استخراجشده در شش دستۀ اصلی طبقهبندی شده است.
سید امیر حجازی: نگاه ما به موضوع حلال این بوده است که این کار بتواند در عرصههای مختلف گرهگشایی کند، نه اینکه گره جدیدی ایجاد کند. همانگونه که خود واژۀ «حلال» بهمعنای حل عقد و گشایش کار است. این طرح، ماهیت تشویقی دارد.
به این معنا که اگر کسبوکارها و محصولات بتوانند نشان حلال دریافت کنند، این امر موجب میشود مخاطبانی که در جامعه تقاضای کالای حلال دارند، بهسمت آن محصول یا کسبوکار سوق پیدا کنند. درنتیجه، این رویکرد هم فایدۀ اقتصادی دارد و هم کارکرد فرهنگی دارد.
دکتر صیادی: اجازه بدهید سؤالی غیررسمی مطرح کنم. دغدغۀ اولیه شکلگیری این مسئله از کجا آغاز شده است؟ برای مثال:
- آیا ورود به این حوزه ناشی از مشاهدۀ چالشها و آسیبهای جدی در فضای جامعه و احساس خطر دربارۀ پدیدۀ مشخصی بوده است؟
- یا اینکه ما با ظرفیت ویژه و مغفول مواجه بودهایم که تاکنون به آن توجه کافی نشده است و اکنون میخواهیم آن را فعال کنیم؟
- یا اینکه منشأ دغدغه، مسیر و شیوۀ دیگری داشته است؟
اگر این نقطۀ آغاز و دغدغۀ اولیه را بهصورت شفافتر مورد گفتوگو قرار دهیم، میتوانیم شروع دقیقتر و دستهبندی مناسبتری برای ادامۀ کار داشته باشیم. اساساً این دغدغه اولیه شما چه بوده است؟
سید امیر حجازی: همانطورکه عرض کردم، این موضوع هم کارکرد اقتصادی دارد و هم کارکرد فرهنگی؛ اما ازآنجاکه این بحث در حوزۀ علمیه مطرح شده است و ما نیز طلبهایم، دغدغۀ اصلی ما، مسئلۀ حلال و حلالخواری در جامعه بوده است.
دکتر صیادی: این توضیح تا حدی کلی است. برای مثال، چرا مسائلی مانند نابرابری حقوقی میان اقشار مختلف جامعه، نظیر وضعیت حقوق کارگران، برای شما به مسئلهای محوری تبدیل نشده است؟
یا چرا موضوعاتی همچون نابرابریهای اجتماعی، منزلتی و قومیتی، یا تضعیف هویت اجتماعی، در زمره دغدغههای اولیه شما قرار نگرفته است؟
دکتر صیادی: نکته اینجاست که ظرفیت حلال در مسائل دینی، ظرفیتی بنیادین است. به این معنا که اگر حلال رعایت نشود، فهم صحیح ولایت و دین نیز دچار اختلال میشود.
همان بحثی که شما نیز به آن اشاره کردید. اینکه یهود با تغییر الگوی غذایی بهدنبال تغییر ذائقههاست. بر همین اساس، اگر ما بخواهیم جامعۀ خود را بهسمت مهدویت سوق دهیم، باید این ظرفیت اولیه، یعنی حلالخواری، را در جامعه نهادینه کنیم تا امکان طی کردن پلههای بعدی فراهم شود.
دکتر صیادی: نکتۀ دوم این است که این نوع ادبیات به شما کمک میکند تا در گفتوگو با صاحبان نظر، طیف گستردهتری از آنان را درگیر کنید. این مسئله مستقیماً به نحوۀ «بیان مسئله» در سند بستگی دارد و از اهمیت بالایی برخوردار است.
ممکن است بسیاری از نکاتی که اکنون مطرح میشود، در واقع متعلق به مرحلۀ راهحل باشد؛ یعنی جاییکه میگوییم قصد ترویج چه امری را داریم و رویکردمان تا حد زیادی مشخص شده است؛ اما هنگامیکه میخواهیم سند را تدوین کنیم، به نظر میرسد لازم است، بخش «بیان مسئله» با قوت، عمق و دقت بیشتری نوشته شود.
سید امیر حجازی: ما در جامعه با ظرفیتهای مختلفی مواجهیم. برخی از این ظرفیتها پذیرای گفتوگوی ما در چارچوب دینداریاند؛ اما برخی دیگر چنین آمادگیای ندارند. در مورد این دسته از ظرفیتها، لازم است از مسیر ابعاد اقتصادی و فرهنگی با آنها پیش برویم.
حجتالاسلام حامد صادقی: ما معتقدیم حلال یکی از جلوههای عینی تبلور سبک زندگی در جامعه است. زیرا شما همواره میخواهید مفاهیم و ارزشهای دینی را در جامعه جاری کنید؛ اما این حلال است که میتواند آن مفاهیم را به کالا و خدمت تبدیل کند. کالا و خدمتی که اتفاقاً با استقبال و تقاضای فراوان نیز مواجه است. در واقع، این امر نوعی عینیتبخشی به مفاهیم بلند اسلامی در سبک زندگی محسوب میشود.
ازاینرو، علاوهبر نکاتی که پیشتر برشمردیم، یکی از علل اصلی تمرکز ما بر مقولۀ «حلال»، قابلیت درک بالای آن برای عموم جامعه است. هنگامیکه از حلال سخن میگوییم، در واقع مجموعهای از معارف را به مصداقی عینی تبدیل میکنیم. مصداقی که میتواند در قالب گوشت، رسانه، دانه، خدمت، گردشگری و موارد مشابه آشکار شود.
ازاینجهت، حلال در این جریان نکتهای پیشبرنده و مؤثر دارد. علاوهبر این، حلال تمام اضلاع زیستبوم را در بر میگیرد. به این معنا که هم بُعد اقتصادی دارد، هم بُعد فقهی و علمی. در عمل نیز با اکوسیستم کاملی مواجهایم. ازاینرو، شاید بتوان گفت این حوزه بیش از بسیاری از بسترهای دیگر میتواند کارگشا باشد و ما را بهسمت اهداف بلندمان رهنمون سازد.
دکتر صیادی: به نظر میرسد اگر مسئلۀ ما روشنتر و دقیقتر تبیین شود، ممکن است به این نتیجه برسیم که اساساً قرار نیست صرفاً با دولت کار کنیم و میتوانیم بهسمت بخش خصوصی نیز حرکت کنیم. درحالحاضر، برخی از چالشها و گلوگاههای ما در این نقطه قرار دارد. ازجمله اینکه فرهنگ عمومی ما تضعیف شده است. در سند میتوانیم به این ریشهها نیز اشاره و آنها را بررسی کنیم.
حجتالاسلام حامد صادقی: ما اساساً بهدنبال سندنویسی برای هدفی مستقل نیستیم و کار ما نیز صرفاً سندنویسی نیست. سند تنها یکی از ابزارهای ماست و حتی معتقدیم که در میان ابزارها، ابزار نسبتاً ضعیفی بهشمار میآید. بنابراین، بخشهای دیگری نیز وجود دارد که اهمیت بیشتری دارند.
بااینحال، علت اینکه به سراغ سند رفتیم، دو دلیل داشت: ابتدا اینکه این بستر برای تحقق چنین اقدامی آماده بود، دوم اینکه جریان حلال را نمیتوان از جریان حاکمیت جدا دانست و لازم است درجایی تکلیف این موضوع با حاکمیت روشن شود و این مسئله تعیینتکلیف شود. ازاینرو، ما در سند بهدنبال سه نکتهایم و البته از سایر ابعاد حلال نیز غفلت نداریم. هرچند ممکن است، درحالحاضر ازنظر توان یا نیروی انسانی با محدودیتهایی مواجه باشیم. به نظر من، ساحتهای حلال متنوعاند.
یکی از این ساحتها، ساحت علمی در حوزه و دانشگاه است. در حوزۀ علمیه این مسیر آغاز شده است و امیدواریم در حدود ده سال آینده حتی درس خارج آن نیز شکل بگیرد. در آن صورت تازه به بستر علمی حوزوی این موضوع خواهیم رسید. این یک ساحت است و ساحت دیگر، تعیینتکلیف ما با دستگاههای حاکمیتی است.
دکتر صیادی: یعنی ساحتی ساختاری و سیاستی.
حجتالاسلام حامد صادقی: بله، دقیقاً. در اینجا احساس کردیم سند میتواند به ما کمک کند. ساحت سوم نیز ساحت مخاطبان و مردم است که در واقع مهمترین ساحت محسوب میشود. بااینحال، ما هنوز برنامه و طرح روشنی برای آن نداریم.
بنابراین، این نکات برای ما اهمیت داشته و در مرحلۀ دوم به سند رسیدهایم و میخواهیم از این ابزار استفاده کنیم تا این اهداف محقق شود. این مسیر چند نکتۀ مهم نیز در بر دارد که باید انجام گیرد. برای مثال، به بهانۀ تدوین سند توانستیم بسیاری از افراد و کنشگران حوزۀ حلال را دور هم جمع کنیم. همچنین بهواسطۀ همین سند، تلنگری به حاکمیت وارد کردیم تا این پرسش مطرح شود که آیا به این موضوع توجه دارد یا خیر.
ازسوی دیگر، این سند ابعاد تمدنی دارد و صرفاً به مسائل اقتصادی محدود نمیشود؛ بلکه به نوعی جریان عینی سبک زندگی را دنبال میکند و ما میتوانیم در این حوزه پیشگام باشیم. بنابراین، قصد داریم از این ابزار چنین بهرهای ببریم.
ازسوی دیگر، نوعی فراغ بال نیز در این زمینه وجود دارد. به این معنا که امکان مداخلۀ مستقیم رهبری نیز فراهم است و ازنظر ساختاری محدودیت جدی وجود ندارد. ازاینرو، تلاش کردهایم از این ابزار بهره بگیریم تا در مسیر اقامۀ حلال و دین خدا ــ که آن را از وظایف حوزه میدانیم ــ گام برداریم.
دکتر صیادی: آیا میتوانید بفرمایید چه کسانی بیشتر درگیر این موضوع شدهاند؟ بهعبارتدیگر، بیشتر به سراغ چه افرادی رفتهاید؟
حجتالاسلام حامد صادقی: درحالحاضر بهطور مشخص، خود دبیر محترم بسیار درگیر این موضوع هستند. از میان روحانیت نیز آقای رشاد بهصورت جدی درگیرند. پیش از ما نیز آقای احمد مبلغی در این زمینه فعال بودهاند.
همچنین حاجآقا مسعود درگیر بودهاند و آیتاللّه تحریری نیز، که در مجلس حضور دارند، در این موضوع نقش داشتهاند. آقای اعرافی نیز تا حدی با موضوع آشنا هستند و پیگیریهایی دارند. البته تلاش کردهایم فعلاً این موضوع چندان رسانهای نشود تا حساسیتها و واکنشهای زودهنگام ایجاد نشود.
دکتر صیادی: در واقع، شما کاملاً آگاهانه برخلاف رویۀ معمول سندنویسی عمل میکنید. اگر قرار باشد این کار به یک سند سیاستی تبدیل شود، ممکن است گفته شود که پیش از تدوین سند سیاستی، باید مقدماتی فراهم شود.
ازجمله شکلگیری نگاه علمی. یا ممکن است گفته شود که کار را لایهبندی کردهایم و فعلاً این فاز را انجام میدهیم و سپس بهتدریج وارد تدوین سند سیاستی و درگیر کردن نهادها و دستگاهها میشویم تا مسائل نیز روشنتر شود. این در واقع نوعی فازبندی در کار شماست. البته زمانبندی نیز در این میان اهمیت دارد.
نکتۀ دیگر این است که یکبار با فضای کلی مواجه هستیم؛ یعنی همان ظرفیت مثبت فضای حلال که میخواهیم از آن برای اثرگذاری استفاده کنیم. این فضای کلی نیازمند توصیفی دقیق و مناسب است.
ازنظر روش نیز دو رویکرد وجود دارد: یک رویکرد، روال متداول پایاننامههاست و رویکرد دیگر، روال اسناد سیاستی است. روش شما بیشتر به کدامیک نزدیک است؟ این موضوع به نگاه شما بستگی دارد. در اینجا روششناسیای وجود دارد که ما نیز در کارهای خود به کار میبریم و آن را توضیح میدهم.
ما از مدلی با عنوان «۸ ت» در پژوهشهای مسئلهمحور استفاده میکنیم که در تدوین سند نیز میتوان از آن بهره برد:
- تبیین: زاویۀ دید و گفتمان اولیۀ شما چیست؟
- ترسیم مطلوب: شاخصها و حدود وضعیت مطلوب کدام است؟
- توصیف: وضعیت موجود ما چگونه است؟ ازنظر آمار، دادهها، رسانهها و تجربهها چه شرایطی داریم؟
- تطبیق و مسئلهیابی: مسائل کلیدی ما چیست؟ ظرفیتها کداماند؟ پیامدها چیست؟ درنهایت، مسائل اصلی ما کداماند و ازنظر کمیت، عمق، شدت و ضعف چه وضعیتی دارند؟
- تحلیل و ریشهیابی: ریشۀ شکلگیری این مسائل در جامعه چه بوده است؟ برای مثال، مسائلی مانند رباهای غیرمشهور.
- تخمین آیندهپژوهانه: هدفگذاری آینده چگونه باید انجام شود؟
- تجویز و ارائۀ راهحل: این مرحله بسیار مهم است. در اینجا باید ایدۀ راهبردی، ایدۀ محوری، نگاشت نهادی و لایۀ سیاستی مشخص شود. همچنین گامبندی و سناریوهای اجرایی باید روشن شود؛
- تجربه، روایت و بازخورد.
البته درحالحاضر نیازی نیست که بهصورت مفصل وارد همۀ این مراحل شوید؛ اما بهتر است این فرایند را مدنظر قرار دهید.
به نظر من، سندی میتواند به تحقق نزدیک شود که بتواند حاصل ۲۰۰ صفحه بحث و بررسی را در سه یا چهار صفحه بهمنزلۀ عصاره و جمعبندی ارائه دهد. این نشانۀ آن است که سند به مرحلۀ اجرا نزدیکشده و تکلیفها روشن شده است.
برای مثال، پیامبر اکرمJ نیز در آغاز دعوت خود فرایندی تدریجی داشتند و در همان ابتدا به سراغ تشکیل حکومت نرفتند. در اینجا نیز وضعیت مشابهی وجود دارد و باید برای آن استراتژی طراحی شود.
اگر قرار است سند به سندی سیاستی تبدیل شود، باید بهسمت اجرایی شدن حرکت کند و در این مسیر لازم است نقطۀ آغاز آن بهروشنی مشخص شود.
در حوزۀ توصیف جامعه و مسائل، لازم است بر موضوعی تمرکز کنید که بتوانید برای آن ایجاد مسئله کنید؛ یعنی نشان دهید که این موضوع مسئلهای واقعی است. یا اگر مسئله از پیش وجود دارد، بر همان سوار شوید و آن را گامی به جلو ببرید. این جنبۀ اجرایی کار است، هرچند شأن شما در درجۀ نخست علمی است. بااینحال، در حوزۀ فرهنگ عمومی ممکن است این موضوع به حوزۀ سیاست نیز وارد شود؛ زیرا دستگاهها در مراحل اولیه معمولاً مقاومت نشان میدهند.
ازاینرو، باید ظرفیتهای قانونی را فعال کنید یا شرایطی فراهم شود که دستگاهها با شما همراه شوند.
در حوزۀ تولید برند و صادرات نیز میتوانید نقش پیشران ایفا کنید. در زمینۀ ساختارها نیز، پس از بررسی وضعیت دستگاهها میتوان وارد عمل شد، هرچند تا رسیدن به آن مرحله هنوز فاصله وجود دارد.
حجتالاسلام حامد صادقی: تقریباً وضعیت مطلوب ما همان چیزی است که شما بیان کردید. هرچند نمیدانم تا چه اندازه بتوانیم به آن دست یابیم؛ زیرا این امر به نوع نگاه ما بستگی دارد. در تعیین مدل چندان مقصر یا قاصر نبودهایم؛ اما مراحل ترسیم، توصیف، تطبیق و تحلیل را دنبال کردهایم.
سؤال روشن ما این است، با توجه به سایر اسنادی که تدوین شدهاند، آیا همان مدل و الگو در آنها نیز به کار رفته است؟
دکتر صیادی: خیر، در آنها معمولاً همان رویکرد اهداف دنبال میشود. همانطورکه در ابتدا نیز عرض کردم، با توجه به محدودیت زمانی شما این توضیحات را ارائه دادم.
خلاصۀ جلسه
در این جلسه، سید امیر حجازی و حجتالاسلام حامد صادقی مسیر و روند موضوع حلال را برای دکتر صیادی ارائه کردند تا از تجربیات و تخصص ایشان در زمینۀ سندنویسی بهرهمند شوند.
دکتر صیادی تأکید کردند، مهمترین نکته در این مسیر آن است، که لایۀ علمی حلال، مسئله و مبدأ شکلگیری دغدغۀ حلال را بهصورت دقیق مشخص کند و روشن شود که این دغدغه چگونه در این لایه شکل گرفته است.
ایشان برای تحقق سند، مدل «۸ ت» را مطرح کردند و بیان داشتند که این چارچوب باید متناسب با سیاستهای لایۀ علمی حلال در فرایند تدوین سند استفاده شود.