جلسۀ هفتم

موضوع:

جلسه با آیت‌اللّه تحریری

سخنرانهای نشست:

  1. آیت‌اللّه تحریری
  2. حجت‌الاسلام حامد صادقی
  3. آقای امیری

مکان جلسه:

حوزۀ علمیۀ مروی

بیانات

آیت‌اللّه تحریری: براساس معارف عملی و اخلاقی اسلام و مکتب اهل‌بیتD، انسان در زندگی دنیوی فعالیت‌های گوناگونی را طبیعی و فطری انجام می‌دهد.

در این میان، دین الهی و مکتب اهل‌بیت D، نخستین و جامع‌ترین چارچوب را برای نحوۀ استفاده از نعمت‌های الهی و جهت‌دهی به این فعالیت‌ها را در بستر ارتباطات اجتماعی، مشخص می‌سازند. خداوند متعال مسیر خلقت و هدف از آفرینش انسان را به‌گونه‌ای قرار داده است که او با نیازهای گوناگون ظاهری و باطنی روبه‌رو باشد. برآورده کردن این نیازها در چارچوبی که خداوند تعیین کرده است، انسان را به هدف عالی خلقت، یعنی قرب الهی، می‌رساند.

انسان، در مرحلۀ اول زندگی، طبیعیتاً به‌سمت برآورده کردن نیازهای خود سوق داده می‌شود، این جنبه‌ای اثباتی در وجود اوست. این جنبۀ اثباتی که در نظام عالم جاری است، باید از منظر حکمت الهی با هدف کلی خلقت و راه و روشی انطباق داشته باشد که خداوند برای رسیدن به آن ترسیم کرده است. در مسیر زندگی دنیوی، موانعی وجود دارند که جنبه‌های منفی داشته است و فرد را از رسیدن به هدف عالی باز می‌دارند. این جنبه‌های منفی، عمدتاً با تبیین راه‌هایی آشکار می‌شوند که نباید پیموده شوند. این راه‌ها که امروزه به «نواحی» تعبیر می‌شوند، دایره‌ای گسترده دارند و شامل محرمات فعلی، مکروهات و حتی ضمائم اخلاقی در مراتب مختلف می‌شوند که توجه به آن‌ها ضروری است.

بنابراین، بحث «لزوم حلال» موضوعی بسیار مهم، در ارتباط با هدف آفرینش و راه‌های رسیدن به آن در نظام زندگی انسان مطرح می‌شود. در این مسیر، مسئله «حرام» نیز به‌طور ضمنی مطرح شده است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. حلال و حرام، مفاهیم علمی و درهم تنیده‌ای است که در کنار یکدیگر مسیر صحیح زندگی انسان را مشخص می‌کنند.

آقای امیری: سؤال بعدی این است که به‌ نظر شما این حکم خطاب‌شده دربارۀ حلال را می‌توانیم جهانی تلقی کنیم یا اینکه فقط مختص مسلمانان است؟ اگر دلیلی دارد، بفرمایید.

آیت‌اللّه تحریری: ما در قرآن کریم، هم خطاب‌های عمومی و هم خطاب‌های خاص داریم؛ اما در این میان، خطاب‌های عمومی کمتر به چشم می‌خورند و زبانِ گویای آن‌ها نیز، زبانی خاص است.

 این خطاب‌های عمومی از آن جهت است که خداوند متعال می‌خواهد بیان کند ساختمان وجودی انسان اقتضائات گوناگونی دارد؛ و برخی از این اقتضائات عمومی‌اند، چه فرد مسلمان باشد و چه کافر و مشرک. این اقتضائات به نیازهای مادی انسان بازمی‌گردد که در وجود ما نهادینه شده است؛ اما ازآنجاکه انسان با عقلانیت و خرد آفریده‌شده و این عقل، اقتضائات و ادراکاتی دارد که اگر به درستی به آن‌ها پرداخته شود، انسان را در مسیر خداشناسی، خداگرایی و پایبندی به دین الهی قرار می‌دهد. اگر انسان از این بُعد عقلانی خود بهره نبرد و برای نحوۀ معاش از ابعاد دیگری استفاده کند، دین نیز برای آن راهکارهایی را مطرح کرده است و آن را حلال نامیده است. خطاب این دستور نیز عام است. خداوند می‌فرما‌ید: «یا أَیُّهَا النَّاسُ کُلُوا مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلالاً طَیِّباً» (بقره/۱۶۸).

این آیه بیانگر این است که آنچه و آن نیازهایی که در وجود انسان قرار داده شده‌اند از جانب خداست و حرکت به‌سوی برآوردن نیازها نیز از جانب خداوند متعال است. درک این نیازها و همچنین درک چیزهایی که این نیازها را برآورده می‌کنند همگی از منظر وجودی انسان در این عالم است. در ادامه، آن چیزهایی که نیازهای ظاهری انسان را برآورده می‌کنند، نیز خداوند آفریده است؛ اما خواسته است که انسان سلامت اولیه‌اش را حفظ کند. سلامت اولیۀ انسان در ارتباط با این موضوع در این است که از مواهب الهی به‌درستی استفاده کند. این استفادۀ صحیح نیز باز به درک‌های صحیح از این ارتباط و نحوۀ صحیح استفاده از امور عالم بستگی دارد که همه این‌ها به علم و آگاهی مرتبط می‌شود.

حال، این آیۀ شریفه اباحۀ اولیه را برای همگان بیان می‌کند. در این مسیر، آیاتی داریم که مربوط به گروهی خاص نیست. این آیات، واقعیات عالم را بیان می‌کنند و درک این واقعیات عالم (زمین، آسمان) تنها مربوط به انسان مؤمن نیست. این‌ها ارتباطات ظاهری‌اند که اگر انسان به این ادراکات عالم برسد، به‌اندازۀ خود می‌تواند از آن‌ها بهره‌مند شود. برای مثال، در مورد حیوانات (مانند آیه «وَمِنَ الأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشًا» انعام/۱۴۲) یا کشتی‌ها که خداوند می‌فرماید: «وَالَّذِی خَلَقَ الأَزْوَاجَ کُلَّهَا وَجَعَلَ لَکُم مِّنَ الْفُلْکِ وَالأَنْعَامِ مَا تَرْکَبُونَ» (زخرف/۱۲) تا از آن‌ها در روابط اجتماعی و اقتصادی استفاده شود. با این دیدگاه، می‌بینیم که دایرۀ استفاده از آنچه در این کرۀ خاکی وجود دارد، در همۀ ابعادی که انسان با آن‌ها در ارتباط است، وسیع‌تر است؛ اما اگر انسان در این امور، درست بیندیشد، به روابط عمیق‌تر عالم و رابطه با خداوند متعال و اهداف عالیه خلقت دست می‌یابد و برای کسانی هم که به این درک‌ها می‌رسند، استفاده از این امور عالم به‌اندازۀ خودشان ممنوع نشده است.

آقای امیری: مفهوم حلال را چگونه می‌توان جهانی ساخت و برای غیرمسلمانان در سطح جهان، با تأکید بر ابعاد اخلاقی و انسانی، برندسازی کرد؟

آیت‌اللّه تحریری: این دیدگاه که به درک عمومی صحیح از نحوۀ بهره‌برداری از مواهب طبیعی و نقش آن در دستیابی به سعادت دنیوی اشاره می‌کند، اهمیتی راهبردی دارد. در این چارچوب، مفهوم حلال معنایی وسیع‌تر یافته است و به‌مثابه سازوکاری برای دستیابی به رفاه مادی و دنیوی مطرح می‌شود. این سعادت دنیوی هدفی است که همگان در پی آن هستند و تبیین آن می‌تواند بسیار مؤثر باشد.

اما در کنار این جنبۀ مثبت، توجه به کشش‌های نامطلوب درونی انسان که می‌تواند مانع بهره‌برداری صحیح از مواهب طبیعی شود امری ضروری است. این کشش‌ها، عمدتاً در قالب خودخواهی افراطی و خودبرتربینی بی‌جا بروز می‌یابند و مانع از بهره‌وری عمومی، حتی در مواقع ضرورت می‌شوند. این پدیده زمانی آشکارتر می‌شود که فرد، دانش و درکی از نحوۀ بهره‌برداری مادی دارد؛ اما تمایل دارد صرفاً از نیروهای کاری دیگران ــ به‌خصوص اگر رایگان یا با هزینۀ اندک در دسترس باشند ــ استفاده کند و حتی حاضر نیست معلومات خود را با دیگران به اشتراک بگذارد؛ این‌ها مسائلی است که متأسفانه در طول قرون مختلف در علوم مادی نیز مشاهده شده است.

بنابراین، مفهوم حلال در این ابعاد گسترده، حتی بدون در نظر گرفتن ارتباط با عالم غیب، از انوار فطری ماست که باید به آن توجه کنیم. ابتدا، جایگاه انسان در نظام مادی و نحوۀ بهره‌برداری صحیح و عمومی از مواهب طبیعی باید روشن شود. سپس آگاهی‌بخشی در مورد فعالیت‌های لازم برای این بهره‌وری و موانعی که در این مسیر وجود دارد ــ و منحصر به انسان الهی نیست و انسان مادی نیز با آن روبه‌روست ــ اهمیت می‌یابد.

در اینجاست که گسترۀ حلال روشن‌تر می‌شود؛ چراکه اسلام و سایر ادیان الهی، برای دستیابی به رفاه دنیوی، انسان را به پیروی از راهکارها و پرهیز از موانع (حرام) هدایت می‌کنند. «حرام» در این معنا، به‌مثابه مانعی برای رسیدن به بهره‌وری صحیح و عمومی مطرح است.

تبیین این مسائل، عمق معارف دین و مکتب اهل‌بیتD را آشکار می‌سازد. نمونه‌های بسیاری در این زمینه وجود دارد. ازجمله داستان زنی یهودی که در شرایط دشواری بود و امامD، با درک عمیق انسانی خود، به وضعیت او رسیدگی فرمودند و این نشان‌دهندۀ نگرش انسان‌گرای واقعی مکتب اهل‌بیتD است.

اگر این جنبۀ انسان‌گرای واقعی و الهی را به‌درستی تبیین کنیم، می‌توانیم از سرنخ‌ها و نمونه‌های موجود در فرمایش‌های ائمهD بهره ببریم و پیام حلال را در ابعاد گسترده‌تری به مخاطبان منتقل کنیم.

حجت‌الاسلام حامد صادقی: نقش حوزه‌های علمیه در مفهوم حلال چگونه باید تبیین و ارزیابی شود؟ آیا حوزۀ علمیه می‌تواند در این حوزه، جایگاهی محوری و اثرگذار داشته باشد؟ همچنین، حوزه‌های علمیه در سطح جامعۀ ایران، حکومت اسلامی و نیز در عرصۀ بین‌المللی، چه نوع استانداردها و ضوابطی را می‌توانند تعریف، تدوین و ترویج کنند؟

آقای امیری: به نظر می‌رسد، با بیانی که مطرح شد، درک‌کننده و مبیّن مفهوم حلال با این دیدگاه وسیع، جایگاهی جز حوزه‌های علمیه ندارد. البته این امر مستلزم حضور متخصصینی است که از تسلط نسبی بر معارف گوناگون برخوردار باشند و ابعاد مختلفی را در نظر بگیرند و با توجه به تمایلات درونی انسان، رابطۀ میان نیازهای او، جهان خارج، نظام اجتماعی و تلاش برای رسیدن به سعادت و رفاه دنیوی را تبیین کنند.

این گسترۀ وسیع که نیازهای مادی و سایر ابعاد وجودی انسان را شامل می‌شود ــ مانند اینکه چگونه از قوۀ بینایی در چشم‌پزشکی برای برآوردن نیازهای اولیه بهره ببریم ــ امری است که دیگران توان پرداختن به آن را ندارند و صرفاً حوزه‌های علمیه می‌توانند به آن بپردازند تا از این طریق نظام سلامت ما در این قوه و دیگر قوا، بتواند این نیازهای کلی را درک کند.

حوزۀ با طرح کلی حلال نشان می‌دهد که این نیازها در ابعاد گوناگون برای جهان مادی وجود دارند و راهکارهای آن را نیز بیان می‌کند. این مهم، علی‌رغم پیچیدگی‌های علمی، تجربی و صنعتی کنونی نیازمند ارائۀ چهارچوب‌های کلی برای جهانیان است که جنبه‌های روانی انسان را نیز در بر گیرد و تبیین کند.

به طور خاص در جمهوری اسلامی، لازم است هدف تشکیل حکومت اسلامی برای تحقق دین روشن شود و مباحث کلی آن مطرح شود که همگی به دستورات الهی برای رسیدن به قرب و بندگی خداوند متعال منتهی می‌شوند. برای مثال؛ امام سجاد8 اولین حقی که بر گردن انسان بیان می‌کنند، حق خداوند متعال است: «أَنْ تَعْبُدَ اللّهَ وَ لَا تُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً» (او را بندگی کنید و چیزی را شریک او قرار ندهید). این امر  پس از تحصیل اعتقادات صحیح دربارۀ خداوند متعال، اولین شرک عملی را در زندگی نمایان می‌سازد و در استفاده از عالم طبیعت، خود را نشان می‌دهد؛ یعنی التزام به دستورات غیر‌الهی. لذا حضرت، حقوق دیگر را متفرع بر حقوق بندگی خداوند متعال می‌دانند. این نکات باید در حوزه‌های علمیه تبیین شوند. در آن زمان، سازوکارهای کلی نیز ارائه می‌شوند که در شئون خاصی قرار دارند. ما در ۱۴ جنبه، عنوان حلال را در نیازهای مختلف استقراء (یا بهتر بگوییم، شناسایی) کرده‌ایم؛ اما اگر به‌خوبی دقت شود، این مفهوم بسیار وسیع‌تر است. با این تبیینی که عرض شد، نیازهای انسان گسترده است و این نیازها در پرتو آن هدف غایی در انسان قرار داده شده‌اند. راهکار نیز به‌طور کلی در دین برای برآورده شدن این نیازها در نظام عالم و روابط اجتماعی، بر همین اساس گذاشته شده است که این موضوع را بسیار وسیع می‌سازد.

آقای امیری: در تعامل میان حوزه‌های علمیه و نهادهای اجرایی درخصوص تعیین و استانداردسازی مفهوم حلال، چه چالش‌های اساسی ممکن است بروز کند؟ به‌ویژه، در زمینۀ تدوین معیارهایی که حوزۀ علمیه می‌تواند تعیین کند و فرایند استانداردسازی، چه موانع و اختلافاتی پیش‌بینی می‌شود؟

آیت‌اللّه تحریری: نقش و دخالت حوزۀ علمیه در این عرصه، کلی و ناظر بر مبانی است. به این معنا که حوزه مستقیماً به جزئیات و مسائل فنی ورود پیدا نمی‌کند؛ بلکه قواعد و ملاکات کلی را تعیین و تبیین می‌کند.

این مبانی کلی که ازسوی حوزه مطرح می‌شوند، سپس در مجلس شورای اسلامی به قوانین جزئی تبدیل می‌شوند. این قوانین، نیازهای مختلف را پوشش داده است و پس از تصویب، برای اجرا به قوای اجرایی ابلاغ می‌شوند. بنابراین، میزان دخالت حوزۀ علمیه در این فرایند، تأثیرگذاری کلی بر جزئیات ازطریق نهاد قانون‌گذاری است. به این صورت که حوزه، نظرات و ملاکات خود را پیرامون حلال به مجلس می‌رساند تا در آنجا به‌صورت قوانین جزئی تدوین شود. در ادامه، نظارت مجلس بر اجرای این قوانین اهمیت می‌یابد. این بخش اول از نقش حوزه است.

بخش دوم، ناظر بر حضور جدی‌تر حوزه در این عرصه است که مستلزم آن است، افرادی که از آگاهی‌های عمیق حوزوی برخوردارند، با اتکا به همان شاخصه‌ها و ملاک‌های کلی که حوزه تعیین کرده است، در عرصه‌های نظارتی و اجرایی نیز ورود پیدا کنند. این حضور، تضمین‌کنندۀ انطباق اجرای قوانین با مبانی شرعی و ارزشی خواهد بود.

آقای امیری: به‌نظر شما این‌ نظارت باید مستقیم باشد یا غیرمستقیم؟

آیت‌اللّه تحریری: به نظر می‌رسد نظارت مستقیم در حوزۀ حلال نیازمند دانش فنی عمیق است که در ابتدای امر، حوزۀ علمیه مستقیماً فاقد آن است. بنابراین، نظارت مستقیم ازسوی حوزه، در مراحل اولیه امکان‌پذیر نیست.

اما نظارت غیرمستقیم، خود تابعی از وجود افراد متعهد به دین و معتقد به معارف دینی در قوۀ مقننه (مجلس) و عرصۀ دانشگاه است. این امر باید در قوۀ مجریه نیز تسری یابد. به این معنا که رئیس قوۀ مجریه باید اعتقاد و دغدغه «اسلامی کردن عرصه‌های اجرایی حکومت» را داشته باشد. در پی آن، مجریان زیرمجموعۀ او نیز باید این اعتقاد را داشته باشند. برای مثال، در حوزۀ گردشگری حلال، لازم است تعاملی سازنده با وزیر گردشگری صورت گیرد. وزیر باید به مفهوم «گردشگری حلال» ــ اعم از اینکه صرفاً تفریح ظاهری است یا نشاط روحی ــ باور و درک عمیق داشته باشد، آن را بپذیرد و دغدغۀ اجرای آن را در دستور کار قرار دهد. این امر کار ارزشمندی است که حوزۀ علمیه می‌تواند با بیان این مفاهیم، آن را ترویج کند.

بااین‌حال، حوزۀ علمیه نباید مستقیماً به اجرا ورود کند؛ بلکه باید تنها ازطریق مجلس (به‌منزلۀ نهاد تصمیم‌گیرنده و قانون‌گذار که خود معتقد به این مسائل است) این هدایت را انجام دهد. در واقع، نظام اجتماعی و به تبع آن، نظام دینی، نظامی به‌هم‌پیوسته است. در رأس حکومت دینی، مجتهد، عالم، عادل و راسخ قرار دارد؛ اما برای تحقق و اجرای شاخصه‌های دینی در زیرمجموعه‌های حکومت ــ که ابزار اجرای دین هستند ــ ارتباط مستمر و واقعی میان قوای سه‌گانه (مقننه، مجریۀ و قضائیه) ضروری است تا از «عصیان» یا پایبند نبودن به قوانین جلوگیری شود. به این معنا که صرفاً پذیرفته نشود؛ بلکه به‌درستی عمل شود.

اگر این نظام را بپذیریم، قوۀ قضائیه نیز باید به این مسئله (اجرای عدالت و تحقق حقوق الهی) معتقد باشد تا بتواند حق و عدالت را برای همگان، اعم از وزیر، معاون وزیر، یا نمایندۀ مجلس پیاده کند. اساساً «حق» برای همه است ــ که حق‌ اللّه‌اکبر است ــ و «عدالت»، تجلی و پیاده‌سازی آن است.

بنابراین، ارتباط تنگاتنگ قوای مختلف برای پیاده‌ساختن حلال که ازسوی حوزۀ علمیه (به‌منزلۀ دستاورد دین و مکتب اهل‌بیتD) تولید می‌شود، حیاتی است. این امتیاز حکومت دینی نسبت به حکومت‌های غیردینی است که چارچوب‌ها و قوانین خاص خود را دارند. درنهایت، این مسائل باید به‌صورت فطری مورد توجه قرار گیرند و حوزه‌های علمیه نیز هر مقداری که توانایی دارند، باید در این عرصه وارد شوند.

آقای امیری: پیشنهاد می‌شود در حوزه‌های علمیه، ساختاری تخصصی و نظام‌مند تأسیس شود که بتواند مباحث و متون فقهی را به استانداردهایی برای قوای اجرایی تبدیل کند تا موضوعاتی مانند حلال در جامعه پیاده و اجرا شود.

آیت‌اللّه تحریری: در رأس هریک از مباحث مربوط به حلال، باید مجتهدانی حضور داشته باشند که احکام گوناگون مربوط به آن حوزۀ خاص را جمع‌بندی و استخراج کنند تا مشخص شود که حلال در آن زمینه چیست.

بااین‌حال، تعداد مجتهدانی که به‌صورت تخصصی در این عرصه‌های گسترده ورود یافته باشند، محدود است. علاوه‌بر این، مجتهد به‌تنهایی قادر به پوشش تمام این ابعاد نیست و نیاز به همکاری با طلاب علوم دینی دارد تا آن‌ها نیز با مسائل حلال در این گستردگی آشنا شوند.

این امر مستلزم آن است، افرادی که توانایی تحقیق و آگاهی در این مسائل را دارند، همراه با مجتهدان این موضوع را پیگیری کنند. این فرایند نیازمند تدوین نظام‌نامه جامع است. پس از تدوین این نظام‌نامه، باید آن را به مراکز تصمیم‌گیرنده در حوزه‌های علمیه ارسال کرد تا با توجه به ضرورت عملیاتی شدن معارف دین در عرصه‌های مختلف زندگی، گروه‌هایی تخصصی برای رسیدگی به این نکات تشکیل دهند.

درحال‌حاضر، حوزه‌های علمیه به‌صورت اجمالی به این گونه مباحث ورود کرده است و در برخی از فقه‌های مضاف‌نیز اشاراتی کلی به آن‌ها صورت پذیرفته است؛ اما این میزان تلاش کافی نیست. باید دقت بیشتری به عمل آید تا جنبه‌های فقهی و کاربردی فقه مضاف به‌درستی تبیین شود. اکنون، مباحث عمدتاً کلی مطرح می‌شود؛ اما برای دستیابی به استاندارد‌های عملیاتی، نیاز به ورود عمیق‌تر و جزئی‌تر به ابعاد کاربردی هر موضوع است.

آقای امیری: آیا حوزۀ علمیه می‌تواند مستقیماً گواهی «حلال» صادر کند؟

آیت‌اللّه تحریری: باید گفت که این امر نیازمند سازوکارهای دقیق و جامعی است. ورود مستقیم به جزئیات بدون پختگی کافی، می‌تواند با چالش‌ها و انتقاداتی روبه‌رو شود؛ چراکه دشمنان و مخالفان، چه‌بسا با دستاویز قرار دادن نداشتن تجربه و پختگی کافی، در مسیر پیشرفت این امر اخلال ایجاد کنند.

بنابراین، پیشنهاد این است که حوزۀ علمیه، پس از طرح مباحث و کلیات، این موضوع را برای کاربردی شدن به دانشگاه‌ها نیز برساند. برقراری ارتباط سازنده با دانشگاه‌ها در رشته‌های مختلف و همچنین با نمایندگان مجلس در این عرصه‌ها، ضروری است. برای اجرایی شدن این امر ابتدا باید مفهوم و محتوای مدنظر (یعنی حلال از دیدگاه حوزه) به‌درستی شناخته و فهمانده شود. این شامل دو مرحله است:

  • شناخته شدن: مخاطبان باید بدانند که ما دقیقاً چه می‌گوییم و منظورمان از حلال چیست. اگر این مفاهیم به‌درستی درک نشوند، ممکن است مورد تحریم قرار گیریم؛
  • تبیین خواسته: پس از درک متقابل، باید به‌روشنی بیان کنیم که چه هدفی را دنبال می‌کنیم. این مرحله نیز نیازمند پختگی و دقت فراوان است تا بتوانیم تا حد قابل‌قبولی در این مسیر پیش برویم.

درنتیجه، صدور مستقیم گواهی «حلال» از سوی حوزۀ علمیه، بدون طی این مراحل و ایجاد سازوکارهای لازم، ممکن است با چالش‌های جدی روبه‌رو شود. اولویت باید بر فهم متقابل، ایجاد شناخت و سپس ورود پخته و تدریجی به عرصۀ اجرا باشد.

آقای امیری:  آیا ورود به بحث حلال می‌تواند موجب ارتقاء علمی و پژوهشی حوزۀ علمیه شود؟

آیت‌اللّه تحریری: تحقق ارتقای علمی در حوزۀ «حلال»، مستلزم برخورداری از رویکردی عالمانه و تخصصی است. همان‌طورکه پیش‌تر نیز اشاره شد، در رأس هر بخش تخصصی مربوط به حلال، باید مجتهد حضور داشته باشد. در زیرمجموعۀ این مجتهد، طلاب پژوهشگری قرار می‌گیرند که مقدمات علمی لازم را دارند. در واقع، تا زمانی‌که فرد به مرحلۀّ درس خارج نرسیده باشد، نمی‌تواند در این حوزه پژوهش مؤثری داشته باشد. بنابراین، اولین گام، شناسایی و جذب این نیروهای مستعد است. پس از آن، خود این فرایند، بستری برای تقویت علمی خواهد بود؛ چراکه از دو جهت به پیشرفت علمی کمک می‌کند:

  • کسب معارف دینی: پژوهشگران با ورود به این مباحث، به درک عمیق‌تری از معارف دینی دست می‌یابند؛
  • جنبۀ کاربردی شدن: این تحقیقات موجب می‌شود که قوانین و مبانی دینی جنبۀ کاربردی یابد و در جزئیات زندگی پیاده‌سازی شوند. این امر به توسعۀ قوانین جزئی کمک شایانی می‌کند.

برای مثال، استفتائات مختلفی که از مراجع تقلید در مسائل گوناگون دریافت می‌شود، جزئیاتی از این دست‌اند. در گذشته، ابوابی مانند «وقف» نیازهای محدودتری را پاسخگو بودند؛ اما امروزه با گسترش عرصه‌های زندگی، این نیازها نیز فراگیر شده‌اند. در چنین شرایطی، فرد پژوهشگر باید به این نکته توجه داشته باشد که قوانین کلی چگونه با این جزئیات انطباق می‌یابند و مبانی این انطباق چیست.

آقای امیری:  آیا مباحث بین‌رشته‌ای نیز در این حوزه مطرح است؟

آیت‌اللّه تحریری: بله، چنین مباحثی وجود دارد؛ اما نکتۀ کلیدی، نحوۀ ملاک قرار دادن و استفادۀ علمی از این مباحث است. برای بهره‌مندی علمی صحیح، فرد، نیازمند داشتن قوۀ استنباط است. این قوه به او امکان می‌دهد تا با در دست داشتن مبانی و تکیه بر منابع، بتواند موارد موردنظر را استخراج کند. این امر قطعاً نیازمند قوت علمی است.

بنابراین، پس از رسمی شدن این رویکرد ــ که حوزۀ علمیه نقش فعال‌تری در مسائل کاربردی ایفا کند ــ لازم است ابعاد مختلف آن برای مسئولین تصمیم‌گیرنده در حوزه‌های علمیه تبیین و جا انداخته شود. این موضوع برای برخی از افراد، مانند شورای نگهبان که قوانین کلی را با قوانین جزئی مصوب مجلس، ازنظر دینی تطبیق می‌دهد تا حدودی روشن و جا افتاده است.

این عرصه، فرصتی بسیار مناسب برای موارد مختلف است. با ورود به این مباحث کاربردی، حوزۀ علمیه غنی‌تر و پربارتر خواهد شد، این رویکرد می‌تواند جاذبۀ حوزه را برای افراد مؤمن افزایش دهد و کسانی که در حوزه مشغول تحصیل‌اند، درک خواهند کرد که وظایف و نقش آن‌ها در جامعه محدود به امور سنتی نیست و می‌توانند نقش موثرتری ایفا کنند. درنهایت، این مطالب و مباحث باید دسته‌بندی شوند تا به شکلی منظم و شفاف ارائه شوند.

آقای امیری: آیا مجتهدی که مسئولیت نظارت بر موضوعات مختلف را بر عهده دارد، باید با علوم روز مانند پزشکی و سایر رشته‌ها آشنایی داشته باشد تا بتواند موضوع و حکم را به‌درستی تطبیق دهد و فتوای صحیح صادر کند؟

آیت‌اللّه تحریری: در مواجهه با هزاران مسئلۀ جزیی پزشکی و تخصصی، ورود مستقیم حوزۀ علمیه به تمام این جزئیات لزوماً ضروری نیست؛ بلکه باید حیطۀ کاری حلال به‌درستی مشخص شود. برای مثال، ممکن است این سؤال مطرح شود که آیا استفاده از دستگاه خاص برای انجام امری جایز است یا خیر و یا اینکه آیا آن دستگاه منجر به آسیب خاصی می‌شود.

در چنین مواردی، بررسی‌ها نشان می‌دهند که سلامت جسمانی انسان معیار اصلی است و ما باید براساس آن، بهترین و شایسته‌ترین (اصلح و صالح) را در مقابل مضرترین و فاسدترین (افسد و فاسد) بسنجیم. بااین‌حال، تشخیص نهایی و جزئیات فنی این مسائل، بر عهدۀ فرد متخصصی است که قرار است حکم را اجرا کند. در این فرایند، فقیه حکم کلی را صادر می‌کند و در این عرصه نیز مجتهد، حکم مربوط به حلال بودن مسئله را بیان می‌کند. سایر جزئیات تخصصی، در حیطۀ دانش و تخصص همان فرد متخصص باقی می‌ماند.

بسیار مهم است که عرصه‌های ورود حوزۀ علمیه را با دقت مشخص کنیم. اگر این موضوع به‌درستی تبیین نشود، دو مشکل اساسی پیش می‌آید:

  • برای حوزه‌های علمیه: امکان ورود مؤثر و علمی به جزئیات پیچیده مسائل، فراهم نخواهد شد؛
  • برای متخصصین علوم تجربی: ابهام ایجاد می‌شود که چگونه مسائل علمی خود را در چهارچوب احکام فقهی دخالت دهند.

بنابراین، لازم است برای فعالان علوم تجربی نیز به‌روشنی تبیین شود که منظور و مقصود حوزه از دخالت در این عرصه‌ها چیست تا تعامل دوجانبه و سازنده‌ای برقرار شود.

آقای امیری: درخصوص موضوع تعیین مصادیق «حلال»، انحرافات متعددی ممکن است رخ دهد. برای جلوگیری از این انحرافات، باید به چه نکات توجه کرد؟

آیت‌اللّه تحریری: روشن است که انحراف، عمدتاً از چند جهت پدید می‌آید: نخست آنکه ما واقعاً در پی یافتن دیدگاه دین دربارۀ استفادۀ صحیح از امکانات مادیِ بشری نباشیم؛ دوم آنکه درست تحقیق نکنیم و درست وارد نشویم؛ و سوم آنکه کسانی که در این عرصه وارد می‌شوند، واقعاً صادقانه وارد شوند. صدق و حق‌طلبی در این کار بسیار مهم است.

برای مثال، در روابط خانوادگی، این جنبه‌های حلال چیست که نظام خانواده را سرپا نگه می‌دارد؟ این امور هم به وظایف طرفین مربوط می‌شود و هم به مراعات احوال یکدیگر. این هم باید تبیین شود که چرا دین این مسائل را بیان کرده است. ما با فعالیت‌های چند قرن حوزه‌های علمیه و فقها، بحمداللّه تاحدی این زیرساخت‌ها را آماده داریم. منتها باید این زیرساخت‌ها جزئی شود، عینی شود، تطبیق پیدا کند و سپس تبیین شود. همچنین در عرصه‌های مختلف، باید مبلغانی تربیت شوند که تبیین کنند دستورات دین نجات‌بخش و متعادل است.

آقای امیری: نقش رسانه‌ها در تبیین بحث حلال چیست؟

 آیت‌اللّه تحریری: رسانه‌ها یکی از مراکز کلیدی تبلیغ، نقش بسزایی در تبیین مفاهیم حلال ایفا می‌کنند. پرسش اساسی این است که چه کسانی باید مدیریت رسانه‌ای این حوزه را بر عهده بگیرند؟

لازم است مدیریت کلان این رسانه‌ها، اعتقاد راسخی به مبانی حلال داشته باشد. سپس می‌توان با اختصاص یک یا دو شبکۀ صوتی، رادیویی یا تلویزیونی به این امر، فضایی را برای ترویج این فرهنگ ایجاد کرد. نکتۀ حائز اهمیت، به‌کارگیری کارشناسان پخته و جامع در این شبکه‌هاست. امری که نیازمند تربیت تخصصی این افراد است تا بتوانند مفاهیم را به‌درستی منتقل کنند.

آقای امیری: پختگی علمی و تبلیغی در بحث حلال حوزۀ علمیه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

آیت‌اللّه تحریری: اگر اهداف بلندمدتی برای بحث حلال در نظر بگیریم، هنوز راه زیادی تا رسیدن به آن‌ها در پیش است. نمی‌توان به یک‌باره گفت هیچ کاری انجام نشده است؛ اما واقعیت این است که یا در این زمینه کار به شیوه‌ای که باید انجام نشده، یا کسانی که وارد شده‌اند، نتوانسته‌اند به عمق موضوع بپردازند.

آقای امیری: آیا ورود به این مسائل (حوزۀ حلال و کاربردی‌سازی فقه) را ضروری می‌دانید؟

آیت‌اللّه تحریری: قطعاً؛ این ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

آقای امیری: به نظر شما مراکز پژوهشی حوزوی تا چه حد توانسته‌اند جایگاه خود را در این حوزه تثبیت کنند؟

آیت‌اللّه تحریری: خیر، نتوانسته‌اند؛ چراکه رویکرد فعلی آن‌ها، صرفاً «تبیین معرفتی» و نظریه‌پردازی بوده است، نه «تبیین اجرایی». در مسئلۀ حلال، هدف ما فراتر از ارائۀ تئوری یا دیدگاه انتزاعی است. غایت اصلی ما، «اجرایی‌سازی» این احکام در بطن زندگی مردم است.

در این مسیر، باید به قاعدۀ «مَا لاَ يُدْرَكُ كُلُّهُ لاَ يُتْرَكُ كُلُّهُ» (آنچه به تمامش نتوان دست یافت، نباید به کل رها کرد) توجه ویژه‌ای داشت. همان‌طورکه امام خمینی (ره) دربارۀ حکومت اسلامی می‌فرمودند: هدف ما صرفاً ادعای پیاده‌سازی کامل اسلام نیست؛ بلکه ما آماده‌ایم تا هر اندازه که مقدور است، به‌سمت آن پیش برویم. نباید به بهانۀ اینکه «همۀ احکام» در یک لحظه محقق نمی‌شود، آن مقدار که در توان داریم را نیز رها کنیم. امام (ره) با جملۀ بسیار کوتاه و درعین‌حال عمیق «فقه، فلسفۀ حکومت دینی است»، نقشۀ راه را برای ما ترسیم کردند. با تکیه بر همین دیدگاه تمدنی و حکومتی است که باید به فقه شیعه نگریست و برای تحقق عینی آن در جامعه تلاش کرد.

آقای امیری: با توجه به نگاه کاربردی که پژوهشگاه‌ها باید در قبال موضوع حلال داشته باشند و با در نظر گرفتن جایگاه شما به‌عنوان استاد سطح عالی حوزه، ضرورت تغییر کتب درسی حوزه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 آیت‌اللّه تحریری: تحول در کتب درسی حوزه باید در چند محور صورت گیرد:

  • ابتدا لازم است مبانی و معارف اصلی مرتبط با موضوع حلال در سطوح مختلف (یک و دو) به‌روشنی تبیین شوند؛
  • سپس این مباحث باید به‌صورت جزئی و کاربردی با مسائل و نیازهای روز تطبیق داده شوند.

این تحول می‌تواند به این صورت باشد، که در کتب موجود که از اعتبار و وزانت علمی برخوردارند، اساتید برجسته و صاحب‌نظر، جنبه‌های کاربردی و جزئیات اجرایی مباحث را نیز تبیین کنند. این امر به طلاب کمک می‌کند، تا از همان ابتدا، با درکی عمیق‌تر و روشن‌تر از موضوع، مسیر تحصیلی خود را طی کنند.

این رویکرد، یعنی لحاظ کردن جنبه‌های کاربردی به‌صورت اجمالی، در برخی کتب اصول و فقه اتفاق افتاده است؛ اما این مهم باید در سایر مسائل و ابواب فقهی نیز فراگیر شود.

خلاصۀ جلسه

در این جلسه، مصاحبه‌ای از آیت‌اللّه تحریری استفاده شد. ایشان برای دستیابی به حلال، مسیری مبتنی‌بر سیر معرفت و سبک زندگی الهی و اهل‌بیتD را ترسیم کردند. ایشان مفهوم «حرام» را به‌صورت ضمنی، رسانای مفهوم حلال معرفی کردند.

ایشان، راهکار و برنامۀ جهانی‌سازی واژه، مفهوم و مشهورسازی حلال را بر پایۀ روش «تبیین و تربیت مبیّن» دانستند و با رویکرد «راه آمدن اولیه با کشش‌های انسانی» برای آغاز فرایند برندسازی حلال (به‌منظور تبیین مفهوم سعادت دنیوی و اخروی برای جوامع بشری) موافقت کردند؛ با این تأکید که ما باید این مسیر تبیین معرفتی را مسیر اصلی خود قرار دهیم.

ایشان جایگاه و مسئولیت اصلی در امر «تبیین و تربیت مبیّن» را در اختیار طلاب و حوزه‌های علمیه دانستند و تأکید کردند که جایگاه حوزۀ علمیه در مسائل اجرایی نیست و حوزه می‌تواند تنها در جایگاه ناظر و تذکردهنده ایفای نقش کند. همچنین افزودند که در هریک از ابعاد زندگی بشر، باید مجتهدینی مستقر شوند تا با انجام کار دقیق و عمیق فقهی، اصل حکم را استخراج کنند؛ هرچند که انجام این امر با مشارکت طلاب تحت مدیریت مجتهد، هموارتر خواهد بود. ایشان درنهایت، بر لزوم فعالیت رسانه‌ای برای امر حلال تأکید داشته است و آن را ابزاری «مبلغ و مبیّن» معرفی کرده‌اند.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا